تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
وعيوب ديگرى براي آن پرداخته وبه عنوان تشبيه واستعاره آنها را اظهار فرموده است : ( 43106 - 43102 )

1 - انها المتصديّه العنون ،

بعضي شارحان گفته‌اند اين جمله استعاره است از ويژگى زن بدكاره‌اى كه پيوسته خود را بر مردان عرضه مىكند تا آنان را به سوى خود بكشاند واحتمال ديگر آن است كه استعاره از صفت أسب يا ناقه‌اى باشد كه در هنگام راه رفتن پا را بر زمين مىكوبد ونامنظم وغير عادى راه مىرود . وكلمهء عنون به معناى حيواني كه پيوسته در راه رفتن از همه جلوتر مىرود نيز مىباشد ، وخلاصه در اين جمله حضرت دنيا را از سه جهت به سه چيز تشبيه كرده است : الف - نخست آن را به زن فاجره‌اى تشبيه كرده كه پيوسته در پى جلب انسان وفريب وى مىباشد . ب - از طرف ديگر آن را به أسب يا ناقه‌اى مانند ساخته است كه در هنگام راه رفتن چموشى مىكند ، چون دنيا نيز براي آدمي بر يك منوال باقي نمىماند بلكه پيوسته در حال دگرگونى ونوسان مىباشد . ج - ونيز به دليل سرعت سر رسيد وزودگذر بودنش آن را به چهار پاى تندرويى تشبيه كرده است كه پيوسته از همه زودتر راه را به پايان مىرساند . ( 43109 - 43107 )

2 - الجامحه الحرون ،

در اين عبارت حضرت دنيا را به طريق استعاره به چهار پاى چموشى تشبيه كرده است كه كنترل را از دست صاحبش گرفته است اگر بخواهد آن را از حركت باز دارد سركشى مىكند واگر سعى در راه رفتنش كند در جاى خود توقف مىكند وگام از گام بر نمىدارد ، وبالآخرة به هيچ رو در أطاعت راكبش قرار نمىگيرد ، دنيا نيز چنين است هيچ گاه مطابق ميل اهلش جارى نمىشود بلكه در هنگام شدت نياز وكمال احتياج به آن ، پشت به أو كرده ودر حسرت رهايش مىسازد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 389 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم