كه از آنها به دست مىآيد ، بيانديشيد زيرا اين اختلاف أحوال با اشتراك در أصل جسميت حكايت از نيازمندى به مدبّرى حكيم دارد كه به هر كدام آنچه را شايستهء آن بوده عطا فرموده است واستدلال مذكور را در همهء اين موارد جارى ساخته است وچون جريان اين احتجاج ودرك اين دليل در تمام اينها احتياج به يك ديدى آگاهانه وانديشهاى عالمانه دارد ، آن را مورد امر ودستور قرار داده وفرموده است : انظروا . . . وخصوصياتى كه با توجّه به آنها ، از وجود اشياى مذكور ( در متن خطبه ) استدلال بر وجود صانع حكيم مىشود ، از حدّ وشماره بيرون است ولى برخى از آنها را تحت چند موضوع كه حضرت بيان فرمودهاند توضيح مىدهيم :
1 - خورشيد وماه وعظمت جسماني وروشنايى كه از آن دو صادر مىشود وگردشهاى متعدد آنها وپىآمدهاى اين حركتها كه عبارت از پيدايش فصول وآثاري است كه در وجود موادّ تركيبي جهان از قبيل معادن وگياهان وحيوانها وجود دارد چنان كه خداوند متعال به دليل اعطاى اين نعمت عظيم بر آدميان منّت نهاده ومىفرمايد :
« هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَالْقَمَرَ نُوراً وَقَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسابَ »
« 14 » واينها را خدا جز به حق ومصلحت نيافريده است وأو ، آيات خود را براي أهل معرفت مفصّل بيان مىكند .
2 - گياهان ودرختها وموادّ جسماني واشكال ورنگهاى مختلف وشاخ وبرگها وميوههاى گوناگون آنها وسود وزيانهايى كه در زندگى موجودات دارند كه در قرآن به آن توجه داده است :
« يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ »
« 15 » .
هامش
( 14 ) سوره يونس ( 10 ) آية ( 4 ) يعنى : أو خداوندى است كه خورشيد را روشنى بخش وماه را تابان وبرايش منازلى معين ساخت تا شمارهء سألها وحساب را بدانيد .
( 15 ) سوره نحل ( 16 ) آية ( 11 ) يعنى : براي شما زراعت ودرختان زيتون و . . . را مىروياند .