تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
مدبّر به معناى كسى است كه بر سرانجام أمور ومصالح آن كه همان مرحلهء قضاست ، آگاهى كامل دارد ، وقدر ، أموري است كه بر طبق اين آگاهى انجام مىشود ، همان طور كه در گذشته شرح داده شده است . چنان كه متداول ومعمول است امام ( ع ) پس از بيان دليلهايى بر اثبات وجود حق تعالى ، منكران خدا را نفرين كرده ووعدهء عذاب الهى داده است ومنظور از منكران ، گروهى از عرب مىباشند كه مبدأ ومعاد را انكار كرده ودهري مذهب شدند وگفتند : روزگار است كه همهء ما را نيست ونابود مىكند ، وما عقيدة ومذهب آنها را ضمن شرح نخستين خطبه بطور مشروح بيان داشته‌ايم واجمالا ، ايشان كساني هستند كه خداوند متعال در كتاب كريمش عقيده‌شان را چنين معرّفى مىفرمايد :
« وَقالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَنَحْيا وَما يُهْلِكُنا . . . »
« 20 » ( 40752 - 40742 )

زعموا . . . صانع ،

در اين قسمت به اين موضوع اشاره شده است كه منكران خدا وقيامت به غلط واز روى اشتباه خود را همانند گياهان خودرو ، دانسته وبراي خويش صانعى قائل نيستند ودر اين جمله تمثيل « 21 » به كار رفته است كه أصل ( مشبه به ) ، گياه وفرع ( مشبه ) ، وجود خود آنها ، مىباشد وحكم اين تمثيل يا نتيجهء تشبيه ، عبارت از توهم آنهاست كه آفريننده‌اى ندارند ، وجامع ميان اين دو ، يا وجه شبه ، ممكن است همان توارد مرگ وزندگى بر آنها باشد چنان
هامش
( 20 ) سوره جاثيه ( 45 ) بخشي از آية ( 23 ) ، يعنى : . . . زندگانى ما ، جز همين نشأت دنيا ومرگ وحيات طبيعي ، نيست وهمين روزگار است كه ما را از بين مىبرد . . . ( 21 ) تمثيل يكى از استدلالهاى منطقي است وداراى چهار ركن مىباشد : 1 - أصل ، جزء اوّل كه حكم آن مشخص است به تعبير ديگر مشبه به مثل خمر 2 - فرع ، آنچه كه مىخواهيم حكمي برايش ثابت كنيم ، يا مشبّه مثل كلمهء نبيند 3 - جامع يا وجه شبه مثل مسكر بودن 4 - حكم ، حالتي كه براي أصل ثابت است ومىخواهيم آن را براي فرع نيز ثابت كنيم .