تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
( 40404 - 40397 ) 22 - صفت ديگر خداوند كه حاكى بر جسم نبودن وى مىباشد : كونه تعالى ليس بذى كبر . . . تجسميا ، مىباشد ، توضيح ، اين كه واژهء كبير سه اطلاق دارد : 1 - آنچه كه مقدارش زياد حجمش بزرگ باشد . 2 - حيواني كه سنّش بالا باشد . 3 - بزرگ قدر ، ووالا مقام . امام ( ع ) در اين صفت ، بزرگى به معناى أول را از خداوند نفى مىفرمايد زيرا اگر خدا به آن معنا كبير باشد لازمه‌اش داشتن جهات سه‌گانه وجسميّت است كه باطل مىباشد ودور بودن معناى دوم از خداوند نيز امرى است روشن . كلمهء تجسيما مصدر منصوب ودر مورد حال است يعنى به حالت جسم بودن . امتداد جسم را به نهايات كه جهات سه‌گانه است اسناد داده است به اين دليل كه آخرين مرحله‌اى مىباشد كه طبيعت با كشش وامتدادش به آن منتهى ودر آن جا متوقّف مىماند ونيز دليل اين كه جهات را علت بزرگ شدن دانسته اين است كه بزرگ شدن لازمهء كشيده شدن به سوى جهات است . ( 40413 - 40405 )

23 - ولا بذى عظم . . . تجسيدا ،

در اين صفت نيز نفى جسميت از خداوند شده است از سه معنايى كه براي كبير گفتيم اوّل وسوّمش را براي عظيم نيز گفته‌اند اما بر معناى دوم اطلاق نمىشود ، ومراد امام در اين جا ، نفى معناى اوّل آن از خداست چون خدا جسم نيست واسناد تناهى به غايات نيازى به دليل ندارد زيرا غايات سبب تناهى ومحل انقطاع آن مىباشند ونيز اسناد تعظيم به آن مانند اسناد تكبير است كه ذكر شد . ( اين عبارات در شمارهء قبل توضيح داده شد ) . ( 40416 - 40414 ) 24 - حق تعالى داراى شأن ومقامي بزرگ است . ( 40419 - 40417 ) 25 - سلطنتى با شكوه دارد ، با توجه به توضيحي كه در شماره‌هاى 22 و
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 232 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم