تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
صورت عدم افاضه مىفرمايد ، چنان كه قرآن به اين معنا اشاره مىكند :
« وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ ، إِلَّا مَنْ شاءَ . . . »
« 5 » شكل استدلال براي اثبات اين صفت بر طبق قياس استثنايى چنين است : اگر خدا هم مانند بقيهء مخلوقات مقهور فنا ونيستى بود جايز الفنا وممكن مىبود وحال آن كه واجب الوجود بالذات است ، پس مقهور فنا نيست بلكه جاويد است وبراي هميشه ثابت مىباشد . ( 40363 - 40361 ) 13 - حق تعالى يكتا وأحد است ، واحد نيست كه در سلسلهء اعداد در آيد ، بلكه مبدأ تمام كثرات وشمارنده همهء آنهاست ، در مباحث گذشته بارها اين معنا را بيان داشتيم كه : اطلاق وحدت بر خدا چگونه وبه چه معناست واين جا ، نيازى به اعادهء آن نيست . ( 40367 - 40364 ) 14 - جاودانه است نه در محدودهء زمان ، اين نيز در گذشته روشن شد كه دائم بودن وجود حق تعالى به معناى مساوى بودن وجود أو با وجود زمان است ، زيرا وى پس از آفرينش مجرّدات زمان را ايجاد فرمود ومساوى با زمان بودن به معناى در زمان بودن نيست وبه دليل اين كه واژهء امد به معناى نهايت زمان وسرانجام فرصتى است كه براي موجود زماني تحقّق دارد ونيز ثابت شده است كه خداوند موجودى زماني نيست بنا بر اين ثابت مىشود كه وى جاودانى وبدون زمان است . ( 40371 - 40368 ) 15 - استوار است امّا بر پايه‌اى متكى نيست كه أو را بر پاى دارد مانند همه ممكنات واين در حقيقت همان معناى واجب الوجود است كه ما در شرح جملهء الحمد للَّه الدال على وجوده بخلقه مبرهن ساختيم ونيز بسيارى از مباحث اين فصل در آن خطبه ذكر شده است .
هامش
( 5 ) سوره زمر ( 39 ) قسمتى از آية ( 68 ) ، يعنى : فرياد عظيم در صور دميده شود تا جز آنچه كه خدا بقايش را خواسته هر كه در آسمانها وزمين است مدهوش ومحكوم به فنا شوند .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 228 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم