درد وغم واندوه است وبه اين منظور لفظ مماطله را استعاره آورده يعنى با اين كه هر گونه حزن وغمى معمولا به مرور زمان از صاحبش جدا وفراموش مىشود ولى اين مصيبت چنان است كه غم آن نمىخواهد از انسان جدا شود ومثل آن است كه براي از بين رفتن ، امروز وفردا مىكند .
ضمير تثنيه در فعل قلّا دو مرجع دارد : 1 - كلمهء انفاد كه از فعل انفدناه فهميده مىشود .
( 54827 - 54801 )
2 - الكمد المحالف
وچون اين معنا شامل داء المماطل هم مىشود لذا در مرجع ضمير هر دو را يكى به شمار آورده است ، واحتمال مىرود كه مرجع هر دو ، همان دو كلمهء آخر باشد : داء وكمد ، زيرا اينها نزديكتراند ، ومرجع ضمير در جملهء ولكنّه مالا يملك ، كلمهء موت است ومعناى جمله اين است : امّا مرگى كه راه برگشت ندارد وقدرتى بر دفع آن نيست ، گريه وجزع بر آن بىفايده است وصبر كردن بر آن شايستهتر مىباشد ، ودر آخر سخن جملهء أول را تكرار كرده است پدر ومادرم فدايت باد واين خوى عربهاست كه در برابر عزيز خود اين جمله را بر زبان مىرانند .
اگر اشكال شود كه پس از وفات كسى چگونه مىتوان فدايش شد واين امرى ناممكن است در پاسخ مىگوييم : در عرف عرب شرط صدق اين جمله امكان فدا شدن نيست زيرا غرض از بيان اين جمله حقيقت فدا شدن نبوده بلكه منظور صرف اظهار كوچكى است تا طرف مقابل متوجه شود كه پيش گويندهء اين سخن آن قدر عزّت واحترام دارد كه حاضر است پدر ومادر خود را در راهش قرباني وبرايش فدا كند واين امرى است ممكن ومعقول . وسرانجام از آن حضرت درخواست مىكند كه أو را نزد پروردگارش به ياد آورد واز خاطر خود نبرد واين خواهشى بجاست زيرا وى زودتر به پيشگاه پروردگار رفته با اين كه رهبر جامعه وپيشواى مردم بوده است ، چنان كه هر گاه رهبر يك كشور فرمانروايى را