تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
نشانده ، ودليل تسليت براي همهء مرگ‌ها ومصيبتها شده است ، اگر اين امر نبود كه تو دستور به صبر وشكيبايى فرموده‌اى واز بيتابى نهى كرده‌اى آن قدر بر تو مىگريستيم كه سرچشمهء اشكهايمان خشك شود ودرد وغم پيوسته وحزن واندوهمان هميشه باقي باشد ، گر چه اينها نيز براي از دست دادن تو اندك است اما مرگ چيزى است كه نمىتوان آن را برگرداند ودفع كرد ، پدر ومادرم فدايت باد ، ما را در حضور پروردگارت ياد كن واز خاطرمان مبر . »

[ شرح ]

( 54769 - 54748 )

بابى أنت وامّى ،

اين عبارت ( جار ومجرور ) متعلق به فعل محذوفى است كه أفديك مىباشد . واين كه حضرت در بارهء پيامبر مىگويد : با مرگ تو چيزى قطع شد كه در مرگ هيچ كسى قطع نشد به خاطر آن است كه ايشان آخرين پيامبر بود وپس از وى وحى وپيامبرى نيست ، ومنظور از اخبار آسمان ، وحى الهى است ، اما أهل تأويل مىگويند آسمان كناية از جايگاه بلند معنوي يعنى آسمان غيب ومقام فرشتگان عالم بالاست . ( 54782 - 54770 )

خصصت . . . سواء ،

مصيبت تو اين خصوصيت دارد كه پس از اين هرگز مردم مثل آن را نخواهند ديد واز اين رو فقدان تو براي تمام مصائب آنان در فقدان عزيزانشان ، مايهء تسليت ودلدارى شد ودل تمام آنها را بطور مساوى جريحه‌دار ساخت ، در حالي كه خصوصيت وعموميت صفت مصيبت مىباشند ولى در عبارت ، آنها را به خود پيامبر نسبت داده است به آن دليل كه اين مصيبت واندوه به خاطر آن حضرت مىباشد . ( 54800 - 54783 )

عبارت ولولا . . . وقلّا لك ،

عذرى است از طرف امام ( ع ) كه چرا گريهء زياد واندوه فراوان را در مصيبت پيامبر ترك كرده است ، وامر آن حضرت را به صبر كردن در هنگام مصيبت ونهى وى را از جزع وبيتابى در وقت سختيها به عنوان دليل براي اين عمل خود بيان فرموده است . در متن سخن امام تمام كردن وبه پايان رساندن چشمه‌هاى داخل سر ، كناية از زيادى گريه وواژهء داء كناية از