تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
1 - نخستين صفتي كه ويژگى ظاهر آن با جنبهء باطنش تناسب ندارد آن جاست كه مزاج واستعداد مزاجيش پذيراى صورت كامل وچهرهء زيباست اما ويژگى معنويش نقص عقل وبىخردى است واز اين لحاظ متصف به صفت كودنى وناداني است واين صفت جزء صفات رذيلة به حساب مىآيد . 2 - برخى انسانها يافت مىشوند كه داراى قامتى بلند ورسا مىباشند ولى از نظر ويژگى باطني كم همت وترسو هستند كه از صفات ناپسند شمرده مىشود ، اين دو صفت كه تا كنون شمرده شد از يك جهت با هم شريك واز ديگر سوى متفاوتند . 3 - سومين صفتي كه شقّ ظاهريش با استعداد باطني وى نامناسب است ، اين است كه صورت ظاهر شخص ، زشت باشد ولى جنبه معنوي آن كه از اعتدال مزاجى ذهن وى سرچشمه مىگيرد ، پاكى وانجام دادن كارهاى نيكوست . 4 - صفت چهارم را به جملهء قريب القعر بعيد السّير ، تعبير فرموده است ، يعنى : كوتاه قامتى كه با دورانديشى باطنيش ، بر اسرار ورموز دقيق آگاهى دارد ، چنان كه پيداست ، اين دو صفت نيز از نظر ويژگى ظاهر وجنبهء باطن با هم متفاوتند ، يعنى شماره سوم وچهارم . 5 - معروف الضريبة منكر الجليبه ، اين ويژگى چنان است كه شخصي در حقيقت متصف به صفتي است وبه آن شهرت دارد اما به جهاتى ضدّ آن را بر خود مىبندد وچون اين تظاهرى بر خلاف واقع است ، اين ويژگى ناشناخته از أو بعيد به نظر مىآيد ومعلوم مىشود كه أو أهل اين ويژگى نيست مثل اين كه از نظر استعداد وخوى باطني وشهرت ومعروفيت ، ترسو باشد ولى شجاعت ودليرى را به خود ببندد ويا شخص بخيلى خود را سخىّ وبخشنده نشان دهد ،