تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
نيز شامل طبيعت ومزاج اوست كه پذيرندهء نفس وتدبير كنندهء وجود وى مىباشد وهمچنان كه گفته‌اند : مبادى جوهرهء وجود انسان كه از آن تعبير به زمين شوره‌زار وگوارا ونرم وسفت شده ، كناية از قوا وطبيعتهاى گوناگونى است كه براي صاحبان طبيعت وجود داشته ، مثل نيروى رشد گياهى وتغذيه وسپس تشكيل نطفه وحالات پس از آن ، موجودى كه از قسمتهاى گوناگون زمين تركيب يافته داراى اجزاى فعّالى است كه با تأثير وتأثر خود استعدادهاى گوناگون به وجود مىآورند وخود مقدمات تشكيل مزاج وصاحب مزاج مىشوند ، به عبارت ديگر : به دليل اين كه شورى وشيرينى ونرمى ودرشتى ، صفات عارض بر موادّى مىباشند كه مبادى طبيعت اصلى وعنصر حقيقي انسان را تشكيل مىدهند ، در اختلاف استعدادهاى گوناگون اين طبيعت وبقيهء طبايع ومزاجهاى تركيب يافته از آن مؤثر مىباشند واين اختلاف در استعداد براي پذيرش مزاجها شده وباز اختلاف مزاجها ، جهت پذيرش اخلاق وصورتهاى ظاهر نيز باعث اختلاف در چهره‌هاى ظاهري وخويها كه حالات معنوي است مىباشد ، از اين باب ناچار علت تفاوت انسانها در صورتها واخلاقيّات نيز همان اختلاف در مبادى ومقدمات طينت اصلى وجوهرهء اوّلى اوست كه خاك وزمين باشد ، ودر شرح خطبهء اوّل دليل اين كه چرا حضرت تركيب از اجزاء را به برخى از عناصر وموادّ أولية اختصاص داده بيان كرديم . احتمال ديگرى كه در معناى سخن امام داده مىشود آن است كه اشاره به طبيعتهاى اجزاى زمين باشد كه باعث اعتدال مزاجهاى مختلف انسانها مىشود واطباى قديم عناصر چهارگانه را ريشهء آنها مىدانستند . به اين طريق كه سبخ اشارهء به گرم خشك وعذب به گرم‌تر وسهل به سردتر وحزن به سرد خشك باشد ، وسخن پيامبر أكرم ( ص ) را نيز به همين معنا حمل كرده‌اند كه
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 214 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم