تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

[ لغات ]

( حابس ) : باز دارنده ( خالس ) : با سرعت وناگهانى ( تكنّف ) : احاطه وفرا گيرى ( طيّات : جمع طيّه ) : منازل ميان راه در مسافرت . ( واتر ) : كسى كه باعث ترس وكينه وانتقام‌گيرى ديگران مىشود . ( غوائل ) : گرفتاريهايى كه ناگهانى بر انسان وارد مىشود ، جمع غايله است . ( معابل : جمع معبل ) : پيكانهاى پهن وطولانى ( عدوه ) : ظلم وستم ( نبا السيف ) : ضربهء شمشير كارگر نشد ( ظلل : جمع ظلّه ) : ابرها ( احتدام ) : شدت خشم وتندى . ( ارهاق ) : سبقت گرفتن ودر كارى شتاب كردن ، اين كلمه ازهاق باز نقطه‌دار نيز خوانده شده است « 1 » . ( جشوبه ) : درشتى وناگوار بودن طعام ( نجّى ) : جمعى كه با هم به راز گويى مىنشينند . ( ندىّ ) : عدّه‌اى كه گردهم اجتماع مىكنند . ( لا يحفلون ) : اعتنا نمىكنند .

[ ترجمه ]

« همانا تقوا وپرهيزكارى كليد درهاى رستگارى واندوختهء روز معاد وآزادى از هر گونه بردگى ورهايى از تمام هلاكتهاست ، در پرتو آن جويندگان به مقصود مىرسند وفرار كنندگان نجات مىيابند وبا آن به هر هدف وآرزويى مىتوان رسيد ، پس اكنون كه اعمال شما به پيشگاه خداوند بالا مىرود وتوبه سود مىبخشد ودعا به استجابت مىرسد وأحوال آرام وقلمها در كار است ، در انجام كارهاى نيك كوشش كنيد وپيش از آن كه طول عمر باعث شكستگى شما شود ، يا بيمارى شما را از عمل باز دارد ، ويا مرگ ناگهان قدرت عمل را از شما بگيرد به عمل بپردازيد چرا كه اين مرگ بر هم زنندهء خوشيها وتيره كنندهء خواسته‌ها وفاصله افكن ميان شما وهدفهايتان است ، ديدار كننده‌اى است دوست نداشتنى ، هماوردى است شكست ناپذير وكينه جويى است كه باز خواست نمىشود . هم اكنون ، دامهايش بر دست وپاىتان آويخته و
هامش
( 1 ) چنان كه از شرح اين عبارت معلوم مىشود ، شارح ، بىنقطه را انتخاب كرده است .