( 1220 ) 220 - گفتار آن حضرت در بيان وصف كسى كه با آن حضرت ، به خلافت بيعت كرد كه با عبارات ديگر در خطبههاى قبل نيز بيان شده است « 1 » ، ودر اينجا خطاب به مردم مىفرمايد :
وَبَسَطْتُمْ يَدِي فَكَفَفْتُهَا وَمَدَدْتُمُوهَا فَقَبَضْتُهَا - ثُمَّ تَدَاكَكْتُمْ عَلَيَّ تَدَاكَّ الْإِبِلِ الْهِيمِ - عَلَى حِيَاضِهَا يَوْمَ وِرْدِهَا - حَتَّى انْقَطَعَتِ النَّعْلُ - وَسَقَطَ الرِّدَاءُ وَوُطِئَ الضَّعِيفُ - وَبَلَغَ مِنْ سُرُورِ النَّاسِ بِبَيْعَتِهِمْ إِيَّايَ - أَنِ ابْتَهَجَ بِهَا الصَّغِيرُ وَهَدَجَ إِلَيْهَا الْكَبِيرُ - وَتَحَامَلَ نَحْوَهَا الْعَلِيلُ وَحَسَرَتْ إِلَيْهَا الْكِعَابُ ( 54125 - 54077 )
[ لغات ]
( تداكّ ) : سخت ازدحام كردن ( تحامل ) : با زحمت راه رفتن ( حسرت ) : حجاب از چهرهء خود برداشت ( هيم ) : تشنگان ( كعاب ) : دختر برجسته پستان
[ ترجمه ]
« شما براي بيعت دستهايم را گشوديد وبه طرف خود كشيديد ولى من آن را بستم واز قبول بيعت خوددارى كردم ، تا سرانجام همانند شتران تشنه كه بر سر نهرهاى آب ازدحام مىكنند بر من هجوم آورديد چنان كه بند كفشم گسيخت وعبايم از دوشم افتاد ، وناتوانان پايمال شدند ، وشادى مردم از بيعتشان با من
هامش
( 1 ) خطبه 53 از همين كتاب وقسمت دوم 137 ، مطابق شمارهء فيض الاسلام .