تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
اخلاقى وعملي آن بيشتر باشد ، در كلمهء انسانها ، انسان مخصوصى را اراده فرموده است كه متصدى داغ كردن آهن بود يعنى امام خودش را به اين خصوصيت معرفى كرده است وهمچنين در اضافهء جبّارها منظور خداى متعال است ، وواژهء للعبه را به آن دليل ذكر فرموده است كه اين حرارت وداغى آهن را سهل وكوچك بشمارد ، تا حرارتي را كه نتيجهء آتش دوزخ وغضب الهى است بزرگ ومهم جلوه دهد ، ونيز با كلمهء جبّار علت شعله‌ور كنندهء آتش دوزخ را غضب وخشم خداوند قرار داد تا آن كه موقعيت آن را بزرگ ومهم نشان دهد . ( 53584 - 53546 )

وأعجب من ذلك . . . أم تهجر ،

يعنى شگفت انگيزتر از داستان عقيل حكايت شخصي است كه در شب هنگام ، به خانهء ما وارد شد ، طارق كسى است كه در شب وارد مىشود منظور از ملفوفة في وعائها هديه است بعضي گويند مقدارى حلوا وشيرينى بوده كه در چيزى پيچيده براي حضرت آورده بود وبا جملهء شنئتها زهد خود را نسبت به دنيا وتنفّرش را از لذّتها وزرق وبرقهاى آن بيان فرموده ، بعد حلوايى را كه شبانه برايش آورده بود ، امام ( ع ) آن را به اين دليل به آب دهان يا قى مار تشبيه فرموده است كه در آن سمّ مهلكي براي روح أو وجود داشت ، آورندهء حلوا قصد داشت توجه آن حضرت را به خود جلب كند تا از اين طريق از بيت المال به أو كمك كند ، شگفت‌انگيزتر بودن داستان اين مرد از قضيّهء برادرش عقيل اين بود كه تقاضاى عقيل سه دليل به همراه داشت كه هر كدام براي توجيه درخواستش كافى بود ، برادرى ، نيازمندى ، وحق داشتن از بيت المال ، در صورتي كه اين شخص به رشوه متوسل شده بود ، لذا امام به منظور ردّ كردن چنين مىفرمايد : فقلت له . . . أهل البيت ، با اين سخن كه حضرت ، به آن شخص فرموده ، چنين اراده كرده است كه معمولا وقتي كسى به منظور تقرّب به پيشگاه خداوند ، مالي به بندگان أو عطا مىكند از اين سه صورت خارج نيست . يا به عنوان صلهء رحم وپيوند خويشاوندى است ويا از