تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
به أو دهد ، ونه از بيت المال مىتواند چيزى را به كسى غير از ديگرى اختصاص دهد ، زيرا مال همهء مردم است وبه اين سبب درخواست كننده را محروم مىكند ، وچون ممكن است درخواست كننده خود را در شدّت نياز ببيند واز اين جا هم كه با دست خالى برمىگردد . حضرت را متهم مىكند كه بىرحم وظالم است ومال مسلمانان را در انحصار خود قرار داده است ، حضرت به منظور بر طرف كردن اين نسبتهاى ناروا از خود در اين مورد ، به بيان اين خطبه پرداخته است . ( 53435 - 53405 )

واللَّه . . . الحطام ،

اين سخنان بيان كنندهء كمال نارضايتى ونفرت آن حضرت از ظلم وستم است ، با تاكيدى كه از سوگند در عبارت فهميده مىشود ، دو امر را كه مستلزم شكنجه وعذاب دردناك در دنياست ، بر خود آسانتر از آن دانسته است كه ستمى بر بعضي بندگان روا دارد ، به اين دليل كه در نظر أهل بصيرت شدت درد وعذاب الهى كه كيفر ستمكارى بسيار سخت‌تر است ، لفظ حطام كه به معناى قطعات شكسته از گياههاست از لذتها وخوشيهاى دنيا به عنوان استعاره به كار گرفته شده است ودو كلمهء ظالما وغاصبا از نظر نحوى منصوب وحالند . ( 53449 - 53436 )

وكيف . . . حلولها ،

در اين عبارت با استفهام انكارى ودو دليل عقلي ظلمي را كه بعضي به آن حضرت نسبت داده بودند رد كرده است كه چگونه به خاطر جانى كه با سرعت مىپوسد وكهنه مىشود ومدتهاى دراز در زير خاك مىماند ، بر كسى ستم روا دارم ؟ ( 53545 - 53450 )

واللَّه لقد رايت . . . لظى ،

به منظور رفع نسبت نارواى ستمگرى كه به آن حضرت داده بودند ، دليل آورده است كه آن چنان در حفظ ونگهدارى بيت المال عدل وداد را رعايت مىكند كه حتى برادرش عقيل را با شدّت فقر وبىچيزى وداشتن عائله‌اى سنگين ونياز كامل وداشتن حق در بيت المال رد كرده است ،