تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
پرخاش كرده است ، نخست أو را نفرين وسپس به منظور اين كه أو را از اين كارى كه انجام مىدهد متنفّر سازد ، به صراحت وى را به خدعه وفريبكارى نسبت داده است ، وواژهء خدعه در اين عبارت به طريق استعاره ذكر شده ، زيرا اگر مقصود أو عملي مىشد يعنى حضرت به وى ميل مىكرد واز بيت المال به أو كمك ومساعدت مىكرد ، نقصانى در دين أو وارد مىشد واز اين طريق عمل أو مانند : فريب دادن از راه دين مىشد . ( 53601 - 53594 )

أمختبط . . . أم ذو جنّه أم تهجر ؟

امام ( ع ) پس از آن كه براي طرف مقابل اثبات فرمود كه اين عمل أو ، حكم خدعه وفريب دارد ، وى را به خاطر اين فريبكاريش توبيخ وسرزنش كرد وبه طريق استفهام وپرسش ، زشتى عمل أو را برايش بيان فرمود ، زيرا كسى كه بخواهد شخصي مثل امام ( ع ) را با فريب ونيرنگ از دين بيرون سازد ، معلوم است كه انديشهء درستى ندارد وسزاوار است أو را با ابتلاى به هر يك از اين بيماريها كه نتيجهء نداشتن عقل سالم است سرزنش وتوبيخ كرد . ( 53621 - 53602 )

واللَّه . . . ما فعلت ،

ممكن است اين جمله دفع توهمى باشد كه طارق در خيال خود مىپروراند ، زيرا أو تصور مىكرد كه با اين هديه‌اش به مطلوب خود دست مىيابد وامام را تحت تأثير قرار خواهد داد ولى حضرت با اين فرمايش ساختمان خيالي أو را درهم ريخت وبطلان انديشه‌اش را آشكار ساخت ، مراد از اقليمهاى هفتگانه تمام قسمتهاى روى زمين است ، واين مطلب دليل بر گسترش عدالت آن حضرت مىباشد . ( 53632 - 53622 )

وانّ دنياكم . . . تقضمها ،

اين سخن دلالت مىكند بر نهايت زهد آن حضرت همچنان كه در خطبهء شقشقيّه نيز مىفرمايد : بهوش باشيد وبدانيد كه اين دنيا در نظر من از آب بيني بز كه وقت عطسه زدن روى لب وى ظاهر مىشود كثيفتر وپست‌تر است .