تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
كلمهء « يدعوه » و « واو » در « وأنت » از نظر نحوى حالند ، وخلاصه ونتيجهء معناى عبارتهاى گذشته اين است كه اى انسان وقتي كه در حال پشت كردن به خدا هستى وبه گناه ومعصيت رو آورده‌اى ودر عين حال اين چنين مستغرق در نعمتهاى أو مىباشى ، پس اگر در حال أطاعت وعبادت أو بوده وحسن ظن به وى داشته باشى به طريق أولى وبهتر وبيشتر مشمول فضل ورحمت ذات أقدس أو خواهى بود . ( 53222 - 53198 )

وأيم اللَّه . . . الاعمال ،

در اين قسمت امام ( ع ) براي بيدارى انسان كه نفس خود را در برابر نافرمانيها وگناهان ملامت كرده واز مخالفت فرمان الهى باز دارد ، با يك برهان كه از شكل اوّل تشكيل شده « 3 » ، استدلال فرموده است كه خلاصهء آن چنين است : اگر انسان به رفيقي كه در قدرت ومقام همانند اوست بدى وكم خدمتي كند ، از شرم وحيا بر خود لازم مىداند كه نفسش را به دليل سوء رفتار وبد كرداريش مورد ملامت وسرزنش قرار دهد ، پس در صورتي كه در برابر ولى نعمتي قرار دارد كه هر لحظه زير باران رحمت أو ومشمول عنايات وى مىباشد ، به طريق أولى بايد نفس خود را در برابر گناهان وتقصيراتش سرزنش كرده واز عصيان بازش دارد . ( 53232 - 53223 )

وحقا أقول : ما الدنيا غرّتك ولكن بها اغتررت ،

معمولا اگر به كسى گفته شود كه چرا دنيا را هدف قرار داده واز خدا ومعنويات بدور افتاده‌اى ، خود را بر حق مىداند وخيال مىكند كه در حقيقت دنيا گناهكار است ، به دليل اين كه أو را به خود متوجه كرده وفريبش داده است ، واز اين رو در پاسخ مىگويد : دنيا
هامش
( 3 ) قياس از شكل أول در اين عبارت چنين است ، صغرى : اگر فرض شود كه مولاي صاحب نعمت تو همانند تو باشد ونسبت به أو كوتاهى وتقصير كنى ، خود نخستين داورى هستى كه بر عليه خودت حكم مىكنى . كبرى : وهر كس در مقابل ولى نعمت مثل خود چنين باشد لازم است در برابر ولى نعمتي كه آفريننده ومالك اوست به طريق أولى حكم به تقصير وخطا ، صادر كند . نتيجة : پس بر تو اى انسان لازم است كه نسبت به خطاهايت از ولى نعمت خويش در صورتي كه آفريننده ومالك تو هم باشد پوزش بخواهى . ( ويراستار ) .