( 52769 - 52760 )
وكانوا كذلك ،
آنان چنان كه وصف كرديم بودند يعنى چراغهاى هدايت در تاريكيهاى جهل وراهنمايان نجات از اشتباهات بودند . امام ( ع ) در اين عبارت دو لفظ را به عنوان استعاره از راهنمايان حقيقت ذكر كرده است .
1 - لفظ مصابيح كه به معناى چراغهاست ، به اعتبار آن كه با اعمال نيك وكمالات خود ، راه مردم را به سوى خدا روشن مىكنند .
2 - ادلّه نشان دهندگان راه ، بدان جهت كه مردم را به طريق حق راهنمايى وبراي آنان حق را از باطل جدا ومشخص مىكنند .
( 52788 - 52770 )
وانّ للذّكر اهلا . . . ايّام الحياة ،
أهل ذكر خدا ، همان گروهى كه برخى از ويژگيهايشان گذشت ، پيوسته ودر همه حال با تمام وجود به ذكر أو مشغولند تا حدى كه دوستى ومحبت وى نقش ضمير آنها شده وبجز أو دوست داشتنيهاى دنيا همه چيز را فراموش كنند ، ودليل چنين محبتي آن است كه نام أو وياد أو را دوست بدارند وذكر أو را بجاى تمام بهرهها وخوشيهاى دنيا برگزينند ، وهيچ گونه داد وستد دنيا وسود وبهرهء آن ، آنان را به خود متوجه نكنند وسرانجام زندگانى را با ياد دوست وذكر خدايشان سپرى سازند .
( 52810 - 52789 )
ويهتفون . . . ويتناهون عنه ،
اين چند جمله اشاره به صورتهاى گوناگون أطاعت وفرمانبردارى از دستورهاى الهى است ، واين كه أهل ذكر در هر كار ودر همهء أحوال به عبادت وپرستش حق تعالى اشتغال دارند واين خود از نتيجههاى ذكر ودوست داشتن مورد ذكر است ، زيرا آدمي هر كسى را كه دوست بدارد ، راه أو را پيش مىگيرد ، وبر خلاف رويّهء أو قدم بر نمىدارد وحتى از اين كار وروش خود شادمان مىشود ولذت مىبرد .
( 52853 - 52811 )
فكانّما قطعوا . . . عداتها . . . ما لا يسمعون ،
امام ( ع ) در اين قسمت از سخنان خود ، حال أهل ذكر را به دليل آن كه به خداوند وكتابهاى آسمانى وپيامبران أو اطمينان كامل دارند وأحوال قيامت را محقق مىدانند ووعدو وعيدهاى آن را