تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
أو گويا كند ودر نتيجهء اين امر با أو انس پيدا كرده ودرخت دوستى نسبت به آن موضوع در دل أو ريشه‌دار خواهد شد ، نمونهء اين مطلب ، فراوان اتفاق مىافتد كه شخصي پيش ما ، از كسى كه شايد أو را نشناسيم يا حتّى علاقه‌اى به أو نداريم ، مدح وستايش مىكند وپيوسته أوصاف حميدهء أو را براي ما مىستايد ، اين بيانات باعث مىشود كه ، محبت آن شخص ناشناس در دل ما جاى بگيرد واين محبتي كه از أو به دل ما آمده است وسيله‌اى مىشود كه ما خود به توصيف أو بپردازيم وحتى نتوانيم خود را از مدح وثناى أو باز بداريم ، از اين رو ، مىگويند : كسى كه چيزى را دوست دارد زياد از أو ياد مىكند وآن كه بسيار از چيزى ياد كند ، اگر چه از روى تكلّف وزحمت باشد ، به آن چيز انس وعادت پيدا مىكند ، آرى ذكر خدا نيز چنين است : در آغاز امر با زحمت انجام مىشود ولى اگر پيوسته باشد نتيجة وثمرهء آن دوستى ومحبت وانس با خداست چنان انسى كه آدمي را وأدار به ذكر خدا مىكند وحتى خوددارى از ياد خدا برايش رنج‌آور خواهد بود ، وبدين جهت برخى از عرفا گفته‌اند : بيست سال قرآن را با رنج خواندم وسپس بيست سال از آن بهره بردم . بديهي است كه اين بهره بردن جز با انس والفت حاصل نمىشود وآن نيز فرآهم نمىشود جز اين كه پيوسته به آن ادامه دهد ، تا حدى كه رنج وزحمت تبديل به عادت وطبيعت شود ، وآن گاه كه انس با خدا حاصل شد از غير خدا بريده مىشود ، ودر هنگام مرگ ، بكلى از غير خدا جدا مىشود ودر قبر هيچ يك از أهل ومال وفرزند ودوستى با أو نمىماند ، جز محبوبش كه پيوسته به ياد اوست ، وبا قطع رابطه با همهء أمور دنيا وآنچه كه در آن است از ذكر وياد خدايش بهره‌مند است ولذّت مىبرد ، بنا بر اين جملهء : « جعله جلاء » اشاره به فايدهء ذكر خداوند ومداومت بر آن است كه نفوس را آمادهء عشق وعلاقهء به محبوب مورد ذكر واعراض وانصراف از غير أو مىگرداند ، وامام ( ع ) لفظ : « جلاء » را استعاره فرموده است براي بر طرف