تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
عبد مناف گرفتم ، ولى از بزرگان ، قبيلهء بنى جمح از دست من گريختند ، قريش به جانب كارى گردنكشى كردند كه شايستگى آن را نداشتند ، وبي آن كه به مقصود رسند گردنهاى آنان درهم شكست . »

[ شرح ]

( 51894 - 51831 ) در اين فصل به چند مطلب اشاره شده است : 1 - نخست اين كه آن حضرت هر كدام از مخالفان خود را كه به قتل مىرساند ونيز آنان كه از لشكر خود أو كشته مىشدند ، همه‌اش به منظور بر پا داشتن دين وبرقرارى نظم وعدالت بود . اگر اشكال شود كه كشتن اين جمعيت زياد ، فسادى حاضر ومشهود است . پاسخ آن است كه : اگر چه اين كشتار نسبت به گروهى از مسلمانان در يك شهري مايهء تباهى وفساد است ولى اگر آن را با مصلحت تمام جامعه مسلمانان بسنجيم فسادى را موجب نمىشود وانجام دادن عملي كه فساد جزئي داشته باشد ، براي بدست آوردن مصلحت كلّى در بعضي از مواقع لازم است ، چنان كه گاهى براي حفظ سلامت بدن لازم است كه عضو فاسد آن قطع شود . 2 - امام مىفرمايد : تحت بطون الكواكب اين عبارت كنايهء بسيار ظريفى از بيابان است ، ومنظور آن حضرت آن است كه من دوست نداشتم اين انسانها را با اين وضع بد ، در ميان بيابان ببينم بطورى كه نه روپوشى ونه ، حتّى سايه‌اى براي استتار آنها وجود دارد . 3 - اگر كسى بگويد كه انتقام گرفتن دليل بر آن است كه كينه‌اى از دشمن به دل داشته است ، در صورتي كه اين صفتي ناپسند است ، پس چرا امام ( ع )
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 98 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم