تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 824

مساهمون:

ص٨٢٤
شيئا ، ولكن عليّ قول قد « 1 » قلته أن « 2 » لو قتلته « 1 » لفعلت « 3 » هذا به ، ( 15 * ) فإن أنت مضيت لأمرنا فيه « 4 » جزيناك جزاء السّامع المطيع ، وإن أبيت فاعتزل عملنا « 5 » وجندنا ، وخلّ بين شمر بن ذي الجوشن وبين العسكر ، فإنّا قد أمرناه بأمرنا ، والسّلام . « 6 »
هامش
( 1 ) ( 1 - 1 ) [ مثير الأحزان : « قتله » ] . ( 2 ) - [ لم يرد في الإرشاد ط مؤسّسة آل البيت والبحار والدّمعة السّاكبة ونفس المهموم ومثير الأحزان وأعيان الشّيعة واللّواعج ] . ( 3 ) - [ في البحار والعوالم : « لفعلته » ] . ( 4 ) - [ لم يرد في الدّمعة السّاكبة ومثير الأحزان وأعيان الشّيعة واللّواعج ] . ( 5 ) - [ الأسرار : « علمنا » ] . ( 6 ) - چون عبيد اللّه اين نامه را خواند ، گفت : « اين نامهء خيرخواهى دلسوز بر مردم است . » ( ودرصدد بود اين پيشنهاد را بپذيرد ) . شمر بن ذي الجوشن ( لعنه اللّه ) ( كه در مجلس بود ) برخاست وگفت : « آيا اين سخن را از حسين مىپذيرى ؟ اكنون كه به سرزمين تو آمده وپهلوى تو است ؟ به خدا اگر از اين سرزمين ( بسلامت ) برود ودست در دست نو نگذارد ، هر آينه نيرومندتر گردد ، تو ناتوانتر خواهى شد . پس اين پيشنهادهاى أو را مپذير ؛ زيرا اين كار نشانهء سستى است ؛ ولى از أو بپذير كه خود وپيروانش به حكم تو گردن نهند . آن‌گاه اگر تو آنان را كيفر كنى ، تو بدان سزاوارتر خواهى بود ، واگر از ايشان درگذرى وعفو كنى ، آن هم به دست تو است ! » ابن زياد گفت : « خوب پيشنهادى كردى وتدبير همين است كه تو گفتى . اين نامه كه مىنويسم به نزد عمر بن سعد ببر كه بايد بر حسين وپيروانش پيشنهاد كند كه تن به حكم من دهند . پس اگر بدان تن دادند ، آنان را زنده به نزد من فرستد ، واگر سرباز زدند ، بايد با ايشان بجنگد . اگر عمر بن سعد اين كار را انجام دهد ، تو فرمانبردار أو باش واز دستورش پيروى كن ، واگر جنگ را نپذيرفت ، تو أمير وفرماندهء لشگر باش وگردن عمر بن سعد را بزن وسر أو را براي من بفرست . » ونامه‌اى به عمر بن سعد نوشت كه : « من تو را به نزد حسين نفرستاده‌ام كه خود را از جنگ با أو بازدارى وبا أو به مسامحه رفتار كنى ، ونه براي اين‌كه آرزوى سلامت وزندگى براي أو داشته باشى ، يا عذر براي أو بتراشى ودربارهء أو پيش من وساطت كنى . بنگر ببين اگر حسين وهمراهانش بدانچه من دربارهء ايشان حكم كنم ، تن دهند وتسليم آن گردند ، ايشان را به نزد من بفرست ، واگر نپذيرند ، بر آنان هجوم آور تا ايشان را بكشى ومثله كنى ؛ چون سزاوار آن هستند . چون حسين كشته شد ، أسب بر سينه وپشت أو بتازان ، زيرا كه أو سركش وستمكار است ، ونه پندارم كه اين كار پس از مردن زيانى رساند ؛ ولى چون من با خود گفته‌ام كه اگر أو را كشتم ، چنين كارى با أو بكنم ، پس اگر تو به اين دستور رفتار كردى ، پاداش مردى فرمانبردار وپيرو به تو دهيم ، واگر آن را نپذيرى ، دست از كار ما ولشگر ما بكش ولشگر را با شمر واگذار ؛ زيرا ما أو را أمير بر كار خود كرديم . والسلام . » رسولي محلّاتى ، ترجمهء ارشاد ، 2 / 90 - 91