سبط ابن الجوزي ، تذكرة الخواصّ ، / 141
ولولا ما كادوه به من أنهم حالوا بينه وبين الماء لم يقدروا عليه إذ هو الشّجاع القوم الّذي لا يزول ، ولا يتحوّل ، « 1 » ولمّا منعوه وأصحابه الماء ثلاثا قال له بعضهم : انظر إليه كأنّه كبد السّماء ، لا تذوق منه قطرة حتّى تموت عطشا . فقال له الحسين : اللّهمّ اقتله عطشا . فلم يرو مع كثرة شربه للماء حتّى مات عطشا . « 2 »
ابن حجر الهيتمي ، الصّواعق المحرقة ، / 118 - عنه : الفيروزآبادي ، فضائل الخمسة ، 3 / 370
هامش
( 1 ) - [ من هنا حكاه عنه في فضائل الخمسة ] .
( 2 ) - گويند : اگرنه اين بودى كه آن ظلمه ميان حسين عليه السّلام وآب حائل شده بودند ومنع آشاميدن آب از وى مىكردند ، هرگز بر وى قدرت نمىيافتند به واسطهء كثرت شجاعت ومردانگى كه داشت . نقل است كه سه روز منع آب از حسين عليه السّلام وأصحاب أو كردند ودر آن أيام شخصي از لشكر أعداء وى را گفت : « ببينيد كه خود را چنان مىداند كه گويا جگرگوشهء آسمان است وقطرهاى آب از آسمان نمىچشد تا به تشنگى خواهد مرد . »
حسين عليه السّلام گفت : « اللّهم اقتله عطشا ! بار خدايا ! أو را به تشنگى بكش ! »
بعد از آن هرچند آب خورد ، از آب سير نشد تا وقتي كه بمرد .
جهرمى ، ترجمهء صواعق المحرقة ، / 342 - 343
اين وقت عبد اللّه بن حصين الأزدي از جماعت بجيله فرياد برداشت ،
فقال : يا حسين ! ألا تنظرون إلى الماء كأنّه كبد السّماء ؟ واللّه لا تذوقون منه قطرة واحدة حتّى تموتوا عطشا . فقال الحسين : اللّهمّ اقتله عطشا ولا تغفر له أبدا .
به أعلى صوت گفت : « اى حسين ! نظاره نمىكنيد آب فرات را كه گويا زلال باران وجگرپارهء آسمان است ؟ سوگند با خداى از اين آب نخواهيد آشاميد تا گاهى كه از شدت عطش بميريد . »
حسين عليه السّلام گفت : « اى پروردگار من ! عبد اللّه حصين را بكش عطشانا وأو را ميامرز ابدا . »
حميد بن مسلم مىگويد : « سوگند بدان خداى كه جز أو خدائى نيست . عبد اللّه حصين را ديدم كه از تاب تشنگى فرياد « العطش » برمىداشت وآب حاضر مىكردند وچند كه توانست شكم خويش را تا گلوگاه از آب سرشار مىشاخت ، آنگاه آنچه از آب آشاميده بود ، قى مىكرد وهمچنان تشنه بود وفرياد « العطش » برمىآورد . ديگرباره آب مىآشاميد وديگرباره قى مىنمود . بدينگونه كار داشت تا گاهى كه بمرد . »
سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 2 / 193 - 194