هامش
- روز معلوم واجل محتوم ( 3 ) فراز آمد . پس به رحمت يزدان پيوست وبه روضهء رضوان شتافت وامروزكار تو بر آن منوال است . آن كس كه عهد بشكند ونكث بيعت كند ، زيان نرساند جز خويشتن را وخداوند بىنياز است از ايشان . اكنون تو ما را به هرچه خواهى ، فرمان كن ! اگر خواهى به سوى مشرق واگرنه به جانب مغرب . سوگند با خداى ما از قضاى خدا رنجه نشويم واز آنچه مقدور كرده بيم نداريم ولقاى حق را مكروه نشماريم وبر نيّت وعقيدت خود ثابت واستواريم ودوستان شما را دوستاريم ودشمنان شما را دشمن داريم . »
چون سخن بدينجا آورد ، برير بن خضير بهپاى خاست .
فقال : واللّه يا ابن رسول اللّه ! لقد منّ اللّه بك علينا أن نقاتل بين يديك ليقطع فيه أعضاؤنا ، ثمّ يكون جدّك شفيعنا يوم القيمة بين أيدينا ، لا أفلح قوم ضيّعوا ابن بنت نبيّهم ، أفّ لهم غدا ، ماذا يلاقون ؟ ينادون بالويل والثّبور في نار جهنّم .
برير بن خضير همداني عرض كرد : « اى پسر پيغمبر ! همانا خداوند بر ما منّتى بزرگ نهاد ونعمتي عظيم عنايت كرد تا دست يافتيم كه در پيش روى تو با دشمنان دين جنگ آغازيم . چند كه اعضاى ما با حدود تيغ وسنان از يكديگر باز شود . پس جدّ تو در قيامت ما را شفاعت كند وروى فوز ( 4 ) وفلاح نبينند جماعتى كه دخترزادهء پيغمبر خود را دست بازداشتند وحقوق أو را ضايع گذاشتند . واي بر ايشان فرداى قيامت به عنا ( 5 ) وعذاب كيفر مىشوند ودر آتش جهنم جاى مىكنند . »
اين وقت حسين عليه السّلام به سراپردهء خويش درآمد وأهل بيت وبرادران وبرادرزادگان را فرآهم آورد وبه جانب ايشان زماني دراز نگران همى بود وبر حال ايشان ومآل كار ايشان ساعتي بگريست .
ثمّ قال : اللّهمّ ! إنّا عترة نبيّك محمّد صلّى اللّه عليه وآله وقد أخرجنا وطردنا وأزعجنا عن حرم جدّنا وتعدّت بنوا أميّة علينا . أللّهمّ ! فخذ لنا بحقّنا وانصرنا على القوم الظّالمين .
عرض كرد : « اى پروردگار من ! ما فرزندان پيغمبر توايم . ما را از وطن اخراج كردند ومطرود ساختند وما را از حرم جدّ ما بركندند وبنى أمية بر ما ظلم كردند وخصمي نمودند . اى پروردگار ما ! بگير حق ما را وبر اين قوم ستمكار ما را نصرت فرما . »
پس روى با أصحاب آورد .
فقال : النّاس عبيد الدّنيا والدّين لعق على ألسنتهم ، يحوطونه ما درّت معايشهم فإذا محصّوا بالبلاء قلّ الدّيّانون .
فرمود : « مردم بندهء دنياي دنى همى شوند ودين را زبان همى رانند وبيرون نام ، از دين ياد نكنند واز ابن هندسه ( 6 ) نيز آسايش معاش خواهند وچون به ورود بلا هنگام آزمايش فرارسيد ، دينداران اندك باشند . »
( 1 ) . شيرينتر از انگبين .
( 2 ) . تلختر از هندوانهء أبو جهل .
( 3 ) . محتوم : قطعي ، ثابت ، تغييرناپذير . -