تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
المفيد ، الإرشاد ، 2 / 68 - 69 - عنه : المجلسي ، البحار ، 44 / 365 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 215 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 236 - 237 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 245 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 170 - 171 ؛ اليزدي ، وسائل المظفّري ، / 435 ؛ الجواهري ، مثير الأحزان ، / 32 ؛ بحر العلوم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، / 176 - 177 ؛ مثله الطّبرسي ، إعلام الورى ، / 230 ؛ المازندراني ، معالي السّبطين ، 1 / 258 - 259 ؛ الأمين ، أعيان الشّيعة ، 1 / 594 ، لواعج الأشجان ، / 76 - 77 ؛ الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 55
هامش
- حرم است ) وارد شدم ، ناگاه حسين بن علي عليه السّلام را ديدار كردم كه با شمشير واسلحه از مكّه بيرون مىرود . پرسيدم : « اين قطار شتر از كيست ؟ » گفتند : « از حسين بن علي عليهما السّلام است . » پس ، به نزد آن حضرت آمده ، سلام كرده وعرض كردم : « خداوند ، خواسته وآرزويت را در آنچه مىخواهى ، روا سازد . پدر ومادرم به فدايت اى فرزند رسول خدا . چه چيز تو را به شتاب واداشت كه از انجام حج دست بازدارى ؟ » فرمود : « اگر شتاب نمىكردم ، گرفتار مىشدم . » سپس به من فرمود : « تو كيستى ؟ » عرض كردم : « مردى از عرب مىباشم وبه خدا سوگند بيش از اين از من نپرسيد ( وتفتيش شناسايى مرا ننمود ) . » سپس فرمود : « مرا از مردمى كه در پشت سر دارى ( مردم عراق ) ، آگاه كن ( كه دربارهء يارى ما چگونه هستند ) ؟ من عرض كردم : « از مرد آگاهى پرسيدى ( ومن خوب آنان را مىشناسم ) . دلهاى مردم با شما است ؛ ولى شمشيرهاشان با دشمنانتان مىباشد وقضا ( وقدر الهى ) از آسمان فرود آيد وخدا آنچه خواهد بجا آورد . » فرمود : « راست گفتى ! كار به دست خدا است ، وهرروزى در كارى است . پس اگر قضا ( وخواست خدا ) فرود آمد ، بدانچه ما مىخواهيم وبدان خوشنوديم ( وبرطبق دلخواه ما بود ) . پس خداى را بر نعمتهايش سپاس گوييم وأو خود نيروى شكرگذاريش را عنايت كند ، واگر بر دلخواه ما نشد ، پس دور نشود از خواستهء خود آن كس كه نيّتش حق باشد وپرهيزگارى پيشه كند . » من گفتم : « آرى ( چنين است ) خداوند تو را به آنچه دوست دارى ، برساند واز آنچه بيم آن دارى ، برحذر دارد . » ومن پرسشهايى ( ديني ) از نذر ومناسك ( حج ) از آن حضرت كردم وپاسخ مرا داد وآگاهم كرد . آن‌گاه أسب خود را به راه انداخت وفرمود : « درود بر تو . » واز همديگر جدا شديم . رسولي محلّاتى ، ترجمهء ارشاد ، 2 / 68 - 69
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 205 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية