تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 857

مساهمون:

ص٨٥٧
كوتاهى مدّت سيرى وبهره‌بردارى از اين سفره كناية از كوتاهى مدّت عمر آدمي در اين دنياست ، ودراز بودن زمان گرسنگى اشاره به عذابها وشكنجه‌هاى طولانى است كه بر اثر فرو رفتن در خوشيها ولذّتهاى دنيا در آخرت دامنگير انسان مىگردد ، واژه جوع براي نياز طولانى انسان پس از مرگ به طعامهاى حقيقي روحاني كه عبارت از كمالات نفساني است استعاره شده همان كمالاتى كه انسان در دنيا بر اثر غفلت آنها را از دست داده است ، بدين جهت است كه واژه مذكور به مائده كه استعاره براي دنياست نسبت داده شده است ، شايد هم اين كلمه براي اندوه وافسوسى كه پس از مرگ بر اثر جدايى از لذّتهاى دنيوي واين كه ديگر به آنها دست نخواهند يافت ومحروميّت أو از آنها طولانى خواهد بود استعاره شده باشد ، ودر اين عبارت صنعت مقابله رعايت گرديده ، زيرا گرسنگى در برابر سيرى ، ودرازى در مقابل كوتاهى قرار داده شده است . ( 48939 - 48914 )

فرموده است : أيّها النّاس . . . تا السّخط .

معناى سخن مذكور اين است كه رضايت وخشنودى مردم به منكرات وگناهان ، آنان را در عذاب خداوند شريك يكديگر مىسازد وبه گرد هم در مىآورد . هر چند بيشتر اين مردم مرتكب اعمال مذكور نشده باشند ، همچنين خشم وغضب آنها نسبت به كساني كه دوستدار اعمال خدا پسندانه‌اند آنان را در جرگه به جا آورندگان منكرات قرار مىدهد ، مصداق اين گفتار داستان قوم ثمود است كه به سبب پى كردن ناقة ، عذاب خداوند همگى آنان را فرا گرفت در صورتي كه همه آنان مرتكب اين نافرمانى نشده بودند ، ليكن خداوند عمل مذكور را در قرآن به همه آنها نسبت داده وفرموده است : « فعقروها » يعنى : آنها ناقة را پى كردند ، وعذاب نيز همگى آنان را فرا گرفت زيرا همه آنان به پى كردن ناقة خشنودى داشتند ، ضمير هاء در فعل عمّوه به رجل يا به عقر كه مدلول جمله عقر مىباشد برگشت دارد ، يعنى : زيرا با اظهار خشنودى به اين گناه ، عمل زشت آن مرد را ميان خود تعميم دادند ، وخداوند در قرآن به همين معنا اشاره ، وفرموده