تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 847

مساهمون:

ص٨٤٧
إشفاق مجازا در اين معنا به كار رفته است ، زيرا لازمه عاقل بودن مكلّف اين است كه بداند كوتاهى در تكليفي كه در قبول آن مخيّر شده موجب كيفر وعقوبت است ، واز تقصير در عمل بترسد واز قبول اين تكليف خوددارى كند ، وچون اينها اجرام واجسامند وداراى عقل ودرك نيستند ، واژه عقل بر لازمه اين ادراك وترس كه امتناع مىباشد مجازا اطلاق شده است ، واين از باب گذاشتن نام سبب بر مسبّب است ، همچنان كه در آية شريفه
« جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ »
« 8 » واژهء اراده ، بر كج شدن ديوار اطلاق گرديده است . من مىگويم : احتمال دارد ضمير أشفقن وعقلن به ملائكة آسمانها كه دارندگان عقلند برگشت داشته باشد ، زيرا هر يك از اجرام آسمانى را فرشته‌ايست كه آن جرم به منزله بدن اوست وتدبير أمور آن را به عهده دارد ، وبر خلاف اجرام زمينى وجود مفاهيم مذكور نسبت به آنها ممكن است . منظور از آنچه انسان بدان نادان است ، شناخت عظمت خداوند وهدف أو از اين امانت است ، واين كه كوتاهى در اداى وظايف ناشى از اين وديعه ، مستلزم كيفر وتوجّه خشم خداوند بر اوست . مراد از اين كه انسان جهول است اين است كه به اسرار اين امانت بسيار نادان ، واز آثار وعواقب قبول اين تكليف ويا ردّ آن ناآگاه ، واز وعده‌ها وهشدارهايى كه خداوند در باره كيفر تقصير كاران داده است غافل است . ( 48820 - 48799 )

فرموده است : إنّ اللّه لا يخفى عليه . . . تا علما .

سخنان مذكور به اين انسان ستمكار وبسيار نادان اعلام مىكند كه علم خداوند به همه أحوال ودستآوردهاى أو در روز وشب ، احاطه دارد ، وأو به دقايق اخبار وى آگاه وبد آنها داناست ، وعلم أو به اعماق وباطن أمور مانند علم أو به ظاهر وآشكار آنهاست .
هامش
( 8 ) سوره كهف ( 18 ) آية ( 77 ) يعنى : . . . ديوارى كه مىخواست فرود آيد .