تنش برفت .
امّا در باره پاسخ پرسش كننده كه فرموده است : واي بر تو براي هر عمرى وقتي مقرّر شده كه از آن تجاوز نمىكند ، يعنى در آن وقت به سر مىرسد ، وبر اين نقطه پايانى نمىتوان پيشى جست ، ويا از آن باز پس ماند ، ضمير در جمله يعدوه به أجل باز مىگردد ، ( 47017 - 47005 ) وفرموده است : وسببا لا يتجاوزه يعنى براي اين اجل سببي مقدّر شده كه علّت فاعلى به سر رسيدن آن است وأسباب ديگرى جز آن نمىتواند آن را به پايان برساند ، واين سبب ممكن است موعظه مؤثّرى اين چنين باشد ، بىترديد اين پاسخ براي شنونده قانع كننده ودر عين حال سخنى حقّ ودرست است ، واشاره است به اين كه آنچه آن حضرت را در برابر اين مواعظ بليغ وبازگو كردن اين حقايق زنده وپا بر جا نگه داشته ، اجل ومدّت معيّنى است كه به حكم قضاى الهى براي بقاى أو مقدّر شده واين سبب اصلى است ، وسبب بعدى تفاوتى است كه ميان آن بزرگوار وهمّام وأمثال اوست ، واين تفاوت عبارت است از قوّت نفس قدسي آن حضرت براي قبول آنچه از طرف خداوند به أو مىرسد ، وعادت آن بزرگوار به اين أمور ، ورسيدن أو به مقام سكينه واطمينان ، وضعف نفس همّام در برابر آنچه از مراتب بيم واميد خداوند براي أو توضيح داده شده بود . امّا امام ( ع ) اين را در پاسخ أو نگفت ، زيرا مستلزم بيان برترى خويش بود ويا اين كه فهم پرسش كننده را براي درك اين مطلب نارسا ديد ، واين كه أو را نهى مىكند كه از تكرار اين گونه پرسشها خوددارى ، واز آنچه شيطان بر زبان أو نهاده دورى كند براي اين است كه پرسش أو نابجا وبىمورد بوده ، واين خود از تأثيرات شيطان است ، ومصونيّت از خطا وتوفيق از خداوند است .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 771
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٧٧١