وارد نمىسازد .
( 46789 - 46788 ) 25 - شهوتش مرده است ، واژه مرگ براي خاموشى وفرو نشستگى شهوت أو در جهت آلودگى به حرام استعاره شده ، واين حالت ناشى از ملكه عفّت اوست .
( 46791 - 46790 ) 26 - خشم خود را فرو برده است ، اين صفت از فضيلتهاى نيروى غضبيّه است .
( 46798 - 46792 ) 27 - نيكى أو مورد اميد وانتظار است ، زيرا نيكوكارى بيشترين كار اوست ، ومردم از شرّ أو أيمن وآسودهاند ، براي اين كه مىدانند أو قصد بدى وآزار رسانى ندارد .
( 46814 - 46799 )
28 - فرموده است : إن كان في الغافلين . . . تا لم يكتب من الغافلين .
يعنى : اگر مردم أو را در زمره غافلان به شمار آورند ، وذكر خدا را بر زبان أو مشاهده نكنند ، خداوند أو را از ذاكران وكساني كه پيوسته در ياد اويند محسوب داشته است ، زيرا دل أو همواره در ياد خداست هر چند آن را بر زبان جارى نساخته است ، واگر در ميان مردم زبانش به ذكر خدا مشغول باشد روشن است كه از غافلان شمرده نخواهد شد .
در باره ذكر خدا ستايشهاى بسيار شده ، وآن را يكى از درهاى بزرگ بهشت شمرده ، ووسيله ارتباط با خداوند متعال دانستهاند ، وپيش از اين به فضيلت ذكر واسرار آن اشاره شده است .
( 46817 - 46815 ) 29 - كسى را كه به أو ستم كرده مىبخشد ومورد عفو خود قرار مىدهد ، وعفو صفت فاضلهاى است كه ناشى از شجاعت است ، اختصاص عفو به كسى كه بر وى ظلم روا داشته براي بيان اين معناست كه با وجود انگيزه انتقامجويى كه در نهاد وى است از أو در مىگذرد .
( 46821 - 46818 ) 30 - به كسى كه أو را از عطاى خود محروم داشته بخشش مىكند ، واين روش برخاسته از خوى برجسته سخاوت است .
( 46825 - 46822 ) 31 - به كسى كه از أو بريده است پيوند برقرار مىكند ، مواصلت وپيوند