تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
( 38591 - 38573 )

فرموده است : لو كان الأعمى . . . يستيقظ .

اين گفتار اشاره به اين است كه : اينان نادانانى هستند كه چشم بصيرت ندارند تا علوم ومعارفى را كه آن حضرت در دسترس آنها مىگذارد بنگرند ، وغفلت زدگانى هستند كه با همه مواعظ وپند واندرزها كه به آنها مىدهد از خواب غفلت وبىخبرى بيدار نمىشوند ، واژه أعمى ( كور ) ونائم ( خوابيده ) هر دو استعاره‌اند ، ومراد از واژه قوم در جمله وأقرب بقوم مردم شام است واين كه به صيغه تعجّب آمده براي شدّت خدانشناسى وبىبهره بودن آنها از معرفت الهى است ، زيرا در اين راه رهبر آنها معاوية وآموزگارشان ابن نابغة يعنى عمرو بن عاص است ، وأو كه سر دسته منافقان وخيانتكاران وفريبكاران است سردمدار آنهاست پيداست هنگامى كه در راه جهل وانحراف ، رهبر وآموزگار آنان اين دو مرد باشند پيروان آنها تا چه حدّ از خداوند دور واز شناخت أو محرومند . بايد دانست كه أقرب صيغه تعجّب است ، وقائدهم معاوية جمله اسميّه است وچون صفت قوم است محلا مجرور است ، ميان صفت وموصوف جار ومجرور فاصله شده كه خالى از اشكال است ، چنان كه خداوند متعال فرموده است :
« وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ
« 4 » » جمله مردوا صفت منافقون ومحلّا مرفوع است وجار ومجرور من أهل المدينة ميان صفت وموصوف فاصله شده است ، بديهي است غرض از ذكر مردم شام وتوصيف أحوال آنها ايجاد نفرت وبيزارى از آنهاست .
هامش
( 4 ) سورة توبة ( 9 ) آية ( 101 ) يعنى : وبرخى از اعراب باديه نشينى كه در أطراف شمايند منافقند وگروهى از مردم مدينه سخت به نفاق پايبندند .