تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ
. . . تا
وَإِذْ زَيَّنَ
« 1 » » . ( 38693 - 38676 )

فرموده است : فحسبهم بخروجهم من الهدى .

يعنى اين براي كيفر وعذاب آنها بس است كه از شاهراه هدايت بيرون رفته‌اند ، حرف باء در واژه بخروجهم ، مانند قول خداوند متعال :
« وَكَفى بِاللَّهِ شَهِيداً » *
مراد از ارتكاسهم في الضَّلال والعمى بازگشت آنها به گمراهى قديم وكورى جهالت است كه پس از آن كه به نور هدايت آن حضرت از آن رهايى يافته بودند بدان بازگشته‌اند ، ومعناى صدّهم عن الحقّ خروج آنها از طاعت آن بزرگوار ، وسرگردانى آنها در وادى جهل وهواپرستى است پس از آن كه در مدينه علم وعقل جا گرفته بودند ، واژه جماح ( سركشى ) براي خروج آنها از صفت پسنديده عدالت وسركشى وطغيان آنان چنان كه پيش از اين گفته شد وتجاوز آنان از مرز حقّ وصراط مستقيم استعاره شده است . وتوفيق از خداوند است .
هامش
( 1 ) سوره أنفال ( 8 ) آية ( 48 ) يعنى : وهنگامى كه شيطان اعمال آنها را در نظرشان جلوه داد وگفت هيچ كس از مردم بر شما پيروز نمىشود ومن يار وفرياد رس شما مىباشم امّا آن گاه كه دو سپاه روبرو شدند پشت كرد وگفت من از شما بيزارم .