تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
اين جمله حشو لطيف يا مليحى است « 1 » كه براي تأكيد آمده است ، زيرا در آمدن وفرا رسيدن مرگ ، امرى ثابت وحتمي است وگويا براي ردّ شكّى است كه مقتضاى إن شرطيّه در جمله پيش است ، از اين رو آوردن اين حشو در دنبال آن نيكو ودلپذير است . پس از اين امام ( ع ) از دلتنگى وملالت خاطري كه از آنها دارد سخن مىگويد وبه آنها گوشزد مىكند كه از مصاحبت آنها به ستوه آمده ، ووجود آنان در گرد آن حضرت مايه قوّت وكثرت نبوده وأو را پشتگرم ونيرومند نساخته است ، زيرا بسيارى ياور جز براي آن نيست كه از بودن آنان سودى حاصل شود وچون از وجود اين مردم فايده‌اى به دست نمىآيد ، كثرت آنها در حكم عدم است . فرموده است : للّه أنتم يعنى : خدا شما را خير دهد ! ! اين جمله‌اى است اسميّه كه مشعر بر اظهار شگفتى از چگونگى أحوال اين مردم است ، ومانند جمله‌هاى للّه أبوك وللّه درّك مىباشد . سپس امام ( ع ) در باره آنچه ادّعاى داشتن آن را دارند مىپرسد ، واينها دين وغيرت وزير بار ننگ نرفتن است ، زيرا مقتضاى ديندارى جلوگيرى از منكر وانكار آن است ، همچنين لازمه غيرت بر آشفتن وبرانگيختن قوّه غضبيّه براي مقاومت در برابر دشمن است ، پرسش آن حضرت بر سبيل انكار وبراي بيان نقايص ومعايب آنهاست . ( 38537 - 38501 )

فرموده است : أو ليس عجبا . . . تا وتختلفون علّى .

اين عبارت استفهام تقريرى است وبيانگر اظهار شگفتى از تفرقه وپراكندگى آنها از پيرامون آن بزرگوار است كه حتّى با دادن عطايا دعوت أو را أجابت نمىكنند ، ونيز شگفتى از حال معاوية ورفتار پيروانش مىباشد بي آن كه عطا وبخششى به آنها بكند گرد أو را گرفته‌اند .
هامش
( 1 ) حشو در اصطلاح أهل أدب ، گفتار زايدى است كه در ميان سخن آيد واگر آوردن آن سبب حسن كلام وملاحت آن گردد آن را حشو مليح خوانند . فرهنگ معارف اسلامى ( مترجم )
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 689 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم