تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥

[ لغات ]

( دخلة ) : به كسر وضمّ اوّل ، باطن هر چيزى است ( عقائل الشّيء ) : بهترين هر چيز ( غربيب ) : سياه ( لا تنفس ) : بخل نمىورزد ( معتام ) : انتخاب شده ( أشراط الهدى ) : نشانه‌هاى هدايت ( مخلد ) : تسليم كننده ( غضّ ) : تر وتازه

[ ترجمه ]

« هيچ كارى ، أو ( خداوند ) را از كار ديگر باز نمىدارد ، وزمان در أو دگرگونى پديد نمىآورد ، ومكاني أو را در بر نمىگيرد ، وهيچ زبانى ياراى توصيف أو را ندارد ، شماره قطرات آبها ، وستارگان آسمان وآنچه باد در هوا پراكنده مىكند ، وحركات مورچگان بر سنگهاى سخت ، وقرارگاه مورچه‌هاى ريز در شبهاى تار ، هيچ كدام بر أو پنهان نيست ، جاى فرو افتادن برگها ونگاه چشمها را مىداند . گواهى مىدهم كه جز اللّه خدايى نيست ، نه همتايى دارد ونه شكّى در هستى اوست ، ونه در دين وآفريدگارى أو انكارى است ، اين گواهى كسى است كه نيّت أو راست ، ودرونش پاك ويقينش ناب وميزان عملش سنگين است ، نيز گواهى مىدهم كه محمّد ( ص ) بنده وپيامبر اوست ، أو را از ميان آفريدگان خود برگزيده ، وبراي بيان حقايق دين خويش اختيار كرده ، وبه بخششهاى گرانقدرش مخصوص داشته ، وبراي رساندن رسالتهاى كريمانه‌اش انتخاب فرموده است ، به وسيله اوست كه نشانه‌هاى هدايت آشكار شده وتاريكى ناداني وگمراهى بر طرف گشته است . اى مردم ! دنيا كسى را كه آرزومند آن شده وبه آن دل بسته مىفريبد ، وبه كسى كه شيفته‌اش گشته در دادن وعده‌هاى دروغين بخل نمىورزد ، وبر كسى كه بر آن دست يافته چيره مىگردد ، سوگند به خدا فراخى نعمت وخوشى زندگى از هيچ قومي گرفته نشد مگر به سبب گناهانى كه مرتكب شدند زيرا خداوند بر بندگان ستمكار نيست ، واگر مردم هنگامى كه بلاها بر آنها فرود مىآيد ونعمتها از آنها برداشته مىشود با نيّاتى پاك ودلهايى مشتاق به درگاه پروردگار خود پناه برند آنچه از دستشان رفته به آنها