برخى از شارحان گفتهاند : امام ( ع ) در خطبهاى كه ذكر شد به ستونى كه در مسجد كوفه به آن تكيه مىداد اشاره مىكند ومىگويد : گويا حجر الأسود را مىبينم كه در اين جا نصب شده است ، واي بر آنها فضيلت حجر الأسود در ذات آن نيست بلكه به سبب جايگاه وموضع آن است ، وآن ، مدّتى در اين جا ومدّت ديگرى در اين جا ( به محلّهايى اشاره فرمود ) باقي مىماند سپس آهنگ جايگاه خود كرده وبه محلّ نخستين خود باز مىگردد ، وآنچه قرامطه « 5 » نسبت به حجر الأسود كردند به همان گونه بود كه آن حضرت بدان آگاهى داده بود .
ما در باره درستى اين گفته ايراد داريم ، زيرا مشهور اين است كه قرامطه حجر الأسود را به سرزمين بحرين منتقل وبراي آن محلّى بر پا وساختمان كردند كه تا هم اكنون كعبه ناميده مىشود ، حجر الأسود مدّتى در اين محلّ نگهدارى وسپس به مكّه باز گردانيده شد . گفته شده كه در هنگام آوردن حجر الأسود از مكّه بيست وپنج شتر بر اثر حمل آن مرد ، واعاده آن به خانه كعبه تنها به وسيله يك شتر كه نيرومند هم نبود انجام گرفت ، واين شواهد از اسرار دين خداست ، براي نقل نشده كه قرامطه دو بار حجر الأسود را از مكّه به جاى ديگر نقل كرده باشند . وخدا داناتر است .
هامش
( 5 ) قرامطه فرقهاى از غلات اسمعيليهاند وچون يكى از سران آنها به نام حمدان بن أشعث ملقب به قرمط بوده به قرامطه معروف شدهاند ، اينها زيارة قبور وبوسيدن حجر الأسود واعتقاد به ظواهر آيات را حرام مىدانستهاند وقائل به تأويل بودهاند . فرهنگ دهخدا ( مترجم )