تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
( 33808 - 33790 )

فرموده است : حاول القوم . . . تا ينبوعه .

منظور از قوم ، طايفه قريش است ، ومصباح أنوار إلهي استعاره براي برگزيدگان خاندان پيامبر أكرم ( ص ) است . همچنين ينبوعه ( چشمه آن ) براي آنها استعاره است زيرا آنان معدن دين وپايه‌هاى آنند ، ومناسبت هر دو استعاره روشن است . مقصود آن حضرت از اين سخنان اين است كه آنان كوشيدند خلافت را از جايگاه خود بيرون برند ، واين امر را از معدن آن وشايسته‌ترين محلّ خود كه خاندان پيامبر ( ص ) است زايل وخارج سازند . واژه شرب ( آبشخور ) براي امر خلافت ، ولفظ جدح ( آميختن ) براي تيرگى وكشمكش واقع ميان مردم به خاطر اين امر ، وواژه وبيىء ( وبادار ) به ملاحظه اين كه موضوع خلافت سبب بروز نابودى وكشتار ميان آنان مىگردد ، استعاره شده است . ( 33834 - 33809 )

فرموده است : فإن ترتفع . . . تا آخر .

يعنى اگر بر من گرد آيند واين محنتها وكينه‌هايى كه دچار آن گشته‌ايم از ميان ما بر طرف شود من آنها را به سرچشمه زلال حقّ رهبرى خواهم كرد ، واگر از دشمنى خود دست باز ندارند وبخواهند بدين أحوال باقي باشند ، هيچ تأسّف واندوهى بر آنها روا نيست ، در اين جا امام ( ع ) به آيه‌اى از قرآن كريم استشهاد مىكند كه حاكى تأديب نفس ووأدار كردن آن به ترك تأسف واندوه برايمان نياوردن آنهاست ، وچون آية مشتمل بر اين است كه خداوند به كردار زشت آنها آگاه است مشعر بر تهديد ووعده عذاب به آنها نيز مىباشد .