تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩

از اين خطبه است :

فَعِنْدَ ذَلِكَ لَا يَبْقَى بَيْتُ مَدَرٍ وَلَا وَبَرٍ - إِلَّا وَأَدْخَلَهُ الظَّلَمَةُ تَرْحَةً وَأَوْلَجُوا فِيهِ نِقْمَةً - فَيَوْمَئِذٍ لَا يَبْقَى لَهُمْ فِي السَّمَاءِ عَاذِرٌ - وَلَا فِي الْأَرْضِ نَاصِرٌ - أَصْفَيْتُمْ بِالْأَمْرِ غَيْرَ أَهْلِهِ وَأَوْرَدْتُمُوهُ غَيْرَ مَوْرِدِهِ - وَسَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِمَّنْ ظَلَمَ - مَأْكَلًا بِمَأْكَلٍ وَمَشْرَباً بِمَشْرَبٍ - مِنْ مَطَاعِمِ الْعَلْقَمِ وَمَشَارِبِ الصَّبِرِ وَالْمَقِرِ - وَلِبَاسِ شِعَارِ الْخَوْفِ وَدِثَارِ السَّيْفِ - وَإِنَّمَا هُمْ مَطَايَا الْخَطِيئَاتِ وَزَوَامِلُ الْآثَامِ - فَأُقْسِمُ ثُمَّ أُقْسِمُ - لَتَنْخَمَنَّهَا ؟ أُمَيَّةُ ؟ مِنْ بَعْدِي كَمَا تُلْفَظُ النُّخَامَةُ - ثُمَّ لَا تَذُوقُهَا وَلَا تَطْعَمُ بِطَعْمِهَا أَبَداً - مَا كَرَّ الْجَدِيدَانِ ( 32520 - 32429 )

[ لغات ]

( ترحة ) : اندوه ( زاملة ) : شترى كه در حمل بار وبنه مورد استفاده قرار مىگيرد ( تنخّمت النّخامة ) : آب بيني را به دور انداخت ( مقر ) : تلخ

[ ترجمه ]

« در آن هنگام كلبه وخيمه‌اى باقي نمىماند مگر اين كه ستمكاران غم واندوه را به آن وارد كنند ، وسختى وبدبختى را در آن جاى دهند ، در اين زمان براي مردم نه در آسمان عذر پذيرى است ونه در زمين يار وياورى ، شما كساني را كه شايستگى اين امر را نداشتند برگزيديد ، وآن را در غير مورد خود قرار داديد ، بزودى خداوند از آنانى كه ستم كردند انتقام خواهد كشيد ، خوردنى را به خوردنى وآشاميدنى را به آشاميدنى ، در برابر هر لقمه كه از راه ستم خورده يا هر جرعه كه ظالمانه نوشيده باشند ، خوراك زهرآگين وآشاميدنى تلخ برايشان مهيّاست ، ترس را پيراهن جان آنها وشمشير را جامه تن آنان خواهد ساخت ، به راستى اينان همان مركب‌هاى باربر وشتران توشه كشند كه بار خطاها وگناهان را بر پشت دارند ، پس سوگند ياد مىكنم وباز سوگند ياد مىكنم كه بنى اميّه پس از من خلافت را همچون اخلاطى كه از سينه بيرون انداخته مىشود از دست خواهند داد وپس از آن تا شب وروز تكرار مىشود
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 499 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم