تشخيص مىدهند ، وأشالوا عن لقاح حربهم يعنى : خود را از هيجانات جنگ دور داشتند واژه لقاح به فتح لام را براي جوش وخروش جنگ استعاره آورده است ، واين به مناسبت شباهتى است كه با هيجان ناقة دارد .
( 30063 - 30035 )
فرموده است : لم يمنّوا .
اين جمله جواب شرطي است كه در إذا خلو لق الأجل مىباشد ، ودر باره ضمير يمنّوا يكى از شارحان گفته است : كه به عارفان وخداشناسانى برگشت دارد كه در خطبه پيش ، از آنان سخن گفته شده است ، در اين جا مىفرمايد :
هنگامى كه دستهاى كه ذكر آنها گذشت در برابر گروه ستمگر وسركش ، تسليم شوند ، واز جنگ با آنها كنارهگيرى كرده ، فتنه آنها را وسيله آسايش واستراحت خود قرار دهند ، خداوند متعال گروهى را كه به حكمت خود مخصوص گردانيده ، وبه علوم خود آگاه ساخته بر مىانگيزاند ، اينان به پا مىخيزند وشكيبايى خود را در راه اجراى فرمان خداوند ، بر أو منّت نمىگذارند ، به جاى بالصّبر ، بالنّصر نيز روايت شده است ، يعنى پيروزى براي خدا را بر أو منّت قرار ندادند وفداكارى واز جان گذشتگى خود را در راه حقّ بزرگ نشمردند ، تا اين كه قضا وقدر الهى با پايان يافتن دوران اين گروه ستمكار ، وبر طرف شدن اين بلاى فراگير موافق شد ، از اين پس اين خداشناسان بينش خود را بر شمشيرهايشان حمل كردند ، در اين سخن نكته لطيفى است كه عبارت است از اين كه آنها عقايد قلبي خود را براي مردم آشكار كردند ، وبه همراه شمشيرهاى برهنه خود ، پرده از روى اعتقادات خويش برداشتند ، واين كار آنها مانند اين است كه بصيرت وبينش خود را بر شمشيرهايشان حمل كردهاند ، وهمان گونه كه شمشير برهنه از ديد كسى پوشيده نيست ، اعتقاد وبينش آنها نيز در نهايت پيدايى وظهور است ، برخى گفتهاند بصائر جمع بصيرت ، وبه معناى خون است ، ومراد اين است كه در صدد انتقام برآمده وخونهايى را كه گروه ستمكار وسركش به ناحقّ ريختهاند خونخواهى مىكنند ، ومانند اين است كه مطالبه خونهاى مظلومان بر شمشيرهاى آنها كه براي