واخلاق فاضله راه حق را روشن مىسازد استعاره آورده است وبا واژه منير آن را ترشيح داده است ، اين گفتار خبر از اين است كه آن كس كه در زمان وقوع اين فتنهها قرار گرفته ، واز خاندان اوست ، از كمال معرفت حقّ برخوردار ، واز باطل جداست ، واين حوادث شبههاى براي أو به وجود نمىآورد ، ودر صدق وصفاى عقيدهاش تأثيرى نمىگذارد ، أو با پيروى از أنوار هدايت حقّ تعالى بر صراط مستقيم گام بر مىدارد ، وبه اصلاح أوضاع مىپردازد ، وهيچ چيزى أو را از اين راه باز نمىدارد ، بلكه در اين كار به راه پدران شايسته خود مىرود ، وبه صفات فاضله واخلاق كريمه ملتزم ومتعهّد مىباشد ، از اين رو هر جا گرهى در كار است آن را باز ، ومشكل شبهات مردم را بر طرف مىكند ، وقيد شكّ را از گردن نفوس آنها مىگشايد ، يا اين كه با دادن فديه ، أسيران را از بند رهايى داده وآزاد مىگرداند ، همچنين گمراهيها را كه به هم پيوند خورده ونفوذ ناپذير شده است تا آن جا كه ممكن است ، دستخوش نابودى وپراكندگى مىسازد وآنچه را از أمور دين گرفتار نابسامانى وپراكندگى شده اصلاح ، ورخنههاى فساد وتباهى را مسدود مىگرداند ، أو پنهان از ديده مردم است . پيگير وردشناس اثر پاى أو را نمىبيند ، هر چند بسيار جستجو وپيگيرى كند .
به راستى ائمّه أهل البيت ( ع ) در ميان مردم همواره ناشناخته ومقهور بودهاند ، كسى آنها را نمىشناخت مگر اين كه آنها خودشان را به أو معرّفى مىكردند ، تا آن جا كه اگر كسى در پى شناخت آنها بود ، وآنها نمىخواستند أو آنها را بشناسد خود را به وى معرّفى نمىكردند ، من نمىگويم كه شخص امامان ( ع ) شناخته وسرشناس نبودند ، بلكه منظورم اين است كه كسى نمىدانست كه آنها صاحبان حقّ وبه خلافت وولايت امر سزاوارترند .
( 30011 - 29988 )
فرموده است : ثمّ ليشحذنّ فيها قوم . . . تا آخر .
يعنى : در خلال بروز اين فتنهها وآشوبها گروهى صيقلى مىشوند ، وبه همان گونه كه آهنگر شمشير را تيز وبرّا مىكند وبه آن جلا مىدهد ، زنگار