تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
كه خداوند متعال فرموده است : « يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَالْآصالِ رِجالٌ « 4 » » سپس امام ( ع ) وصيّت خود را با دعا ودرخواست آمرزش براي آنان وخود پايان داده است . امام ( ع ) در تكميل وصاياي خود به آنان تذكّر مىدهد كه از زندگى أو عبرت گيرند ، واز دگرگونى أحوال أو در زمانهاى مختلف پند آموزند ، به ياد آورند كه ديروز همكار آنها در پيكار ، ويار آنان در جنگ با اقران ، وعهده‌دار امر ونهى در ميان آنان بود . . . وامروز بر بستر مرگ افتاده ، وتوان جنبش از أو گرفته شده ، وفردا با فرا رسيدن مرگ از آنان جدا مىگردد ، اين دگرگونيها وتبدّل أحوال ، همه مايه عبرت وپند واندرز است ، امام ( ع ) از غد در جمله غدا مفارقهم ممكن است معناى حقيقي را اراده كرده باشد ، به اين سبب كه آن بزرگوار گمان برده كه مرگ أو فردا مىرسد ، يا اين كه مراد زمان آينده است هر چند آينده‌اى دور باشد ، واين معنا درست است ، زيرا فرموده است : إن ثبتت الوطأة في هذه المنزلّة : يعنى اگر برايم در اين دنيا دوامى ، ودر اين لغزشگاه بقائى باشد ، مراد از مزلّة جايگاه از ميان رفتن زندگى است فذاك يعنى همين مورد اميد است ، ثبات وطأه يا استوارى گام كناية از دوام وبقاى عمر ، ودحض القدم يعنى لغزش گام اشاره به زوال آن است . ( 29815 - 29795 )

فرموده است : فإنّا كنّا في أفياء أغصان . . . تا مخطّها .

اين جملات ، جواب شرط است ، يعنى اگر بميريم ما نيز اين چنين بوده‌ايم ، آنچه را در طىّ جملات مذكور بيان فرموده اشاره به أحوال دنيا وخوشيها ودوران آن وبهره‌مندى انسان از آن مىباشد ، واژه أغصان ( شاخه‌ها ) براي عناصر چهارگانه ، وواژه أفياء ( سايه‌ها ) را براي آنچه از تركيب اين عناصر در اين جهان پديد مىآيد وانسان در سايه آنها آرامش مىيابد استعاره آورده است ، مناسبت استعاره نخست اين است كه عناصر در حقيقت مانند شاخه‌هاى درخت هستند ، و
هامش
( 4 ) سوره نور ( 24 ) آية ( 36 ) يعنى : وصبح وشام أو را تسبيح وتنزيه مىكنند ، پاك مردانى . . .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 388 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم