تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
بىگمان پس از من روزگارى براي شما فرا خواهد رسيد كه چيزى از حقّ پنهانتر واز باطل آشكارتر واز دروغ بستن بر خدا وپيامبرش بيشتر نخواهد بود ، در نزد مردم آن زمان كالايى كسادتر از اين نيست كه قرآن چنان كه شايسته آن است خوانده شود ، ورايجتر از اين نيست كه به دلخواه ، تفسير ودر معاني آن تغيير داده شود ، در شهرها چيزى زشت‌تر از كار خوب ، وخوبتر از كار بد نباشد ، حاملان قرآن آن را كنارى گذارند ، وحافظانش آن را فراموش كنند ، در آن روزگار كتاب خدا وپيروان راستين آن رانده وبه دور افتاده‌اند ، آنها دو يار همراه وهمگامند كه هيچ كس به آنها پناه نمىدهد ، از اين رو اگر چه در آن زمان قرآن وأهل آن در ميان مردمند امّا در ميان آنان وهمراه آنها نيستند ، زيرا گمراهى وهدايت اگر هم در يك جا جمع شوند با يكديگر توافق وسازگارى ندارند ، مردم آن روزگار بر تفرقه وپراكندگى از دين اتّفاق كرده ، ودر اتّحاد ويگانگى اختلاف دارند ، چنين مىنمايد كه آنان كتاب خدا را امام وپيشوايند وكتاب خدا امام وپيشواى آنها نيست ، لذا در نزد اين مردم از قرآن جز نامى باقي نمىماند واز آن جز خطّ ونوشته‌اش چيزى نمىشناسند ! ! آنها از دير زمان نيكوكاران را به أنواع شكنجه‌ها دچار ساختند ، وگفتار راست آنها را دروغ بر خدا ناميدند ، وبدى را كيفر نيكى قرار دادند . بىشكّ آنانى كه پيش از شما بودند به سبب آرزوهاى دراز ، ودور پنداشتن مرگ هلاك شدند ، تا آن گاه كه مرگشان فرا رسيد ، مرگى كه عذرها را ردّ مىكند وبا آن درهاى توبه بسته مىشود وعذابهاى كوبنده وكيفرها به همراه آن فرا مىرسد . اى مردم ! هر كس از خداوند نصيحت بخواهد ، خداوند أو را موفّق مىدارد ، وهر كس گفتار خدا را دليل خويش قرار دهد ، به راست‌ترين واستوارترين راهها هدايت مىشود ، زيرا كسى كه در پناه خدا جاى گيرد أيمن ، وآن كه با خدا دشمنى ورزد ترسان وهراسان است ، به راستى كسى كه خداوند را به بزرگى شناخت سزاوار نيست خود را بزرگ بشمارد ، زيرا سرافرازى وبرترى آنانى كه به مرتبه عظمت خداوند آگاه شده‌اند به اين است