( 27291 - 27281 )
1 - اين كه دنيا غايت نظر كوردلان ومنتهاى هدف آنان است ،
واژه أعمى ( كور ) را براي نادان استعاره فرموده ، همچنان كه خداوند متعال فرموده است :
« أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ
« 5 » » وجه مناسبت اين است كه نادان حقّ را با چشم دل نمىنگرد ، همچنان كه كور نمىتواند اشيا را با چشم سر بنگرد ، وبا ذكر اين كه كوردلان در پشت سر اين جهان چيزى نمىبينند ، به ناداني آنها به چگونگى مرگ وأحوال پس از آن وسعادت وشقاوت جهان آخرت اشاره فرموده است .
اگر گفته شود : امام ( ع ) در همان حالي كه به كور نسبت نابينايى داده أو را بينا به دنيا خوانده است ، واين سخن تناقض دارد ، پاسخ اين است كه مراد آن حضرت از كورى ، عدم بينش وكورى دل است كه اين أحوال نادانان وبىخبران است ، وبر سبيل استعاره ذكر شده ، لذا براي نابينا اثبات چشم سر نشده است تا با گفتن اين كه أو دنيا را مىبيند تناقض داشته باشد ، ونيز محتمل است كه مراد از ديدن كور ، بطور استعاره ديدن چشم بصيرت أو باشد ، آشكار است كه منتهاى شعاع بينش نادان ، تلاش در أمور دنيا ، وكوشش در جهت به دست آوردن وكاميابى از آن است ، بىآن كه براي جهان پس از اين عبرتي بيندوزد ، وپند واندرز به حال أو سودمند واقع گردد .
( 27300 - 27292 )
2 - والبصير ينفذها بصره ،
واژه بصير را براي دانا استعاره آورده ، ونفوذ وتأثير بينش أو عبارت از ادراك أو به چگونگى أحوال آخرت وجهانى است كه پس از اين دنياست وهمچنين يقين أو به اين كه آن جهان سراى هميشگى وخانه دايمى اوست .
( 27307 - 27301 )
3 - فالبصير منها شاخص ،
يعنى : آن كسى كه داراى بصيرت وبينش است
هامش
( 5 ) سوره حجّ ( 22 ) آية ( 46 ) يعنى : چشمهاى آنها كور نيست . ليكن دلهايى كه در سينهها جا دارد كور است .