مىداند كه از اين جا كوچ كننده ومسافر است ودنيا را راهى براي رسيدن به درجات آخرت قرار مىدهد ، والأعمى إليها شاخص يعنى : غافل وكوردل همواره دل به سوى دنيا دارد ، وانديشهاش متوجّه آن است هر چند به مصالح حقيقي خود نابينا ، واز رويدادهاى هولناكى كه در پيش روى خود دارد ناآگاه است ، در اين جمله وجملات پيش از آن نكات بسيارى از فنون بلاغت از قبيل تجنيس تام « 6 » وهمچنين مطابقه « 7 » ميان أعمى ( نابينا ) وبصير ( بينا ) وجود دارد .
( 27315 - 27308 )
4 - والبصير منها متزوّد :
يعنى : كسى كه داراى بصيرت وبينش است ، با اندوختن تقوا وپرهيزگارى وبه جا آوردن كارهاى نيك ، براي سفر به ديار آخرت ولقاى پروردگار ، از آن توشه برمىدارد ، والأعمى لها متزوّد يعنى : آن كه چشم باطن أو كور است ، براي گذراندن روزهاى كوتاه عمر خود در دنيا ، از لذّات وزر وزيورهاى آن توشه برمىگيرد ، وهمينها را زاد وتوشه حقيقي خود مىداند ، وكمال مطلوب خود مىشمارد ، در اين جملات نيز مانند عبارات پيش لطايفى از نظر فنّ بديع موجود است . وتوفيق از خداوند است .
نيز از اين خطبه است :
: وَاعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ مِنْ شَيْءٍ - إِلَّا وَيَكَادُ صَاحِبُهُ يَشْبَعُ مِنْهُ - وَيَمَلُّهُ إِلَّا الْحَيَاةَ فَإِنَّهُ لَا يَجِدُ فِي الْمَوْتِ رَاحَةً - وَإِنَّمَا ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ الْحِكْمَةِ - الَّتِي هِيَ حَيَاةٌ لِلْقَلْبِ الْمَيِّتِ - وَبَصَرٌ لِلْعَيْنِ الْعَمْيَاءِ - وَسَمْعٌ لِلْأُذُنِ الصَّمَّاءِ - وَرِيٌّ لِلظَّمْآنِ وَفِيهَا الْغِنَى كُلُّهُ وَالسَّلَامَةُ
هامش
( 6 ) تجنيس تامّ اصطلاح بديعى است وعبارت از اين است كه در سخن دو كلمه يا زيادتر آورده شود كه در خواندن ونوشتن يكسان ودر معنا مختلف باشند ودر آنها تركيب واختلاف حركات وتفاوت وزيادت ونقصان نباشد . فرهنگ معارف اسلامى ( مترجم )
( 7 ) مطابقه از اصطلاحات أدبي وعبارت از مقابله ألفاظ متضادّ است مانند سردى وگرمى ، همان مأخذ ( مترجم )