است ، من با مهربانى شما را به سوى حقّ مىكشانم ، وشما مانند بز كه از آواز شير مىرمد از من مىگريزيد ، چه بسيار دور است كه بتوانم به كمك شما پرده از چهره بنهفته عدالت بردارم ، ويا كژيهايى را كه در حقّ پديد آمده راست گردانم .
بار خدايا تو مىدانى آنچه را انجام دادهام ، براي دست يافتن به قدرت وخلافت ، وخواستن مال وثروت پست اين دنيا نبوده ، بلكه براي اين بوده كه نشانههاى دين تو را به جاى خود باز گردانيم ، وصلاح وآرامش را در شهرهايت برقرار سازيم ، تا بندگان ستمديده تو ايمنى يابند ، واحكام دين تو كه متروك مانده اجرا گردد .
بار خدايا ! من نخستين كسم كه به تو رجوع كردم وفرمان تو را شنيدم وپذيرفتم ، هيچ كس جز پيامبر كه درود بر أو وخاندانش باد ، در نماز بر من پيشى نگرفت .
شما مىدانيد سزاوار نيست كسى كه بر نواميس وجان مردم وغنايم واحكام دين سرپرستى وپيشوايى مسلمانان را دارد بخيل باشد ، تا در جمعآورى أموال آنان حرص وطمع ورزد ، ونبايد نادان باشد تا با جهل خويش آنان را به گمراهى بكشاند ، ونه ستمگر باشد تا پيوندهاى آنان را از هم بگسلد وبه نيازهاى آنها پاسخ نگويد ، ونه جفا كار تا در أموال وثروت آنان حيف وميل كند وگروهى را بر گروه ديگر مقدّم دارد ، ودر حكم وقضاوت رشوهگير نباشد ، تا اين كه حقوق مردم را از ميان ببرد ، ودر رسانيدن حقّ به صاحبانش كوتاهى كند ، ونيز نبايد سنّت پيامبر خدا ( ص ) را مهمل گذارد ، تا بدين سبب امّت دچار تباهى ونابودى شود . »
[ شرح ]
( 26901 - 26798 ) امام ( ع ) مردم را با صفت اختلاف وپراكندگى مورد ندا وخطاب قرار داده است ، ومنظور آن بزرگوار پراكندگى رأيها وپريشانى دلها وبىاعتنايى آنها نسبت به مصالح خود وهدفى است كه براي آن آفريده شدهاند ومقصود از غيبت خردهاى آنها غفلت آنها از راه راست ، ودرك حقّ ، وانصراف آنهاست از دعوت آن بزرگوار