آن پرهيز مىدهد :
( 26515 - 26505 ) 1 - اين كه مردم در دنيا مهمانند ، واژه ضيف را كه به معناى مهمان است براي مردم وآنچه از دنيا آرزو دارند استعاره فرموده ، وجهت مشابهت اين است كه ، مدّت أقامت مردم مانند مهمان در دنيا محدود ، ودوران توقّف آنها پايان يافتنى ، وكوچ كردنشان از آن نزديك است ، وواژه مؤجّلون ترشيح اين استعاره است .
( 26523 - 26516 ) 2 - اين كه مردم در دنيا بدهكارانى هستند ، واژه مدين را كه به معناى بدهكار است از آن نظر استعاره آورده كه بر انسان اعمالي واجب شده كه از أو خواسته مىشود ، وپيمان از أو گرفته شده كه خود را از پليدى الحاد وكفر پاكيزه سازد ، واژه مقتضون ترشيح اين استعاره است ، زيرا وظيفة وامدار اين است كه وأم خود را بپردازد ، سپس با توجّه به اين كه انسان را مؤجّل يعنى در گرو وقتي معيّن ومدين يعنى بدهكار خوانده ، ذكر أجل را تكرار ، وبه اين كه پيوسته در حال نقصان است توصيف فرموده است ، ودر اين هم شكّى نيست كه آنچه ماندنى نيست در حال كمي وكاستى است ، وذكر عمل كه بايد خالص وشايسته براي خداوند انجام شود ، واين كه وأمي است كه بر ذمّه انسان است وبايد آن را ادا كند واز آن به عمل محفوظ تعبير شده است ، براي اين است كه با توجّه به نقصان عمر به كار آخرت بپردازند ، ودر محافظت بر اعمال واصلاح واخلاص در عمل بكوشند ، واژههاى أجل وعمل هر دو خبر براي مبتداى محذوفند ، يعنى أجلكم أجل منقوض ، وعملكم عمل محفوظ . عمرتان كوتاه وكردارتان محفوظ مىباشد .
( 26530 - 26524 )
امام ( ع ) با بيان فربّ دائب مضيّع وكادح خاسر هشدار داده است ،
كه عمل عبادي هر چند ممكن است به قصد صلاح ونيّت خير انجام گردد ليكن گاهى ممكن است غلط ونادرست واقع شود ، وموجب انحراف از دين وگمراهى از طريق حقّ باشد ، ودر نتيجة عمل ، فاسد وعامل ، زيانكار شود ، مانند اعمال وعباداتى كه خوارج وفرقههاى گمراه ديگر انجام مىدهند ، وبسا مىشود كه اين