( 26008 - 25981 )
فرموده است : فلم تضلّلون عامّة امّة محمّد ( ص ) بضلالي ،
اين استدلال است بر بطلان صغراى شبهه خوارج وعبارت : وتكفّرونهم بذنوبي . . . تا بمن لم يذنب استدلال است بر بطلان كبراى شبهه آنها ، وگويا چنين مىفرمايد كه : گيرم اين كه شما آنها را به سبب گمراهى من گمراه بدانيد چرا آنها را كافر مىشماريد « 1 » ، وبه اين انگيزه گناهكار وبىگناه را مىكشيد ؟
( 26144 - 26009 )
فرموده است : وقد علمتم . . . تا بين أهله .
اين سخنان را امام ( ع ) بر سبيل استشهاد بيان فرموده ، ورفتار پيامبر خدا ( ص ) را گواه آورده است كه آن حضرت حدود واحكام الهى را در باره گنهكاران اجرا مىكرد ، ليكن آنها را به سبب گناهشان كافر نمىشمرد ، ونام آنان را از زمره مسلمانان حذف نمىكرد ، اين استشهاد به منزله مستند بطلان عمل آنها ذكر شده است ! زناكارى را كه پيامبر خدا ( ص ) سنگسار كرده مرد داراى همسر بوده ، وارتكاب اين گناه واجراى حدّ در باره أو مانع اين نشده كه همچنان بر مسلمانى باقي واحكام اسلام بر أو جارى وبر جنازهاش نماز گزارده شود ، وميراثش ميان كسانش تقسيم گردد . همچنين حال ديگر مسلمانان كه مرتكب معاصي كبيره شدهاند بر همين منوال است ، وارتكاب كبائر ، مانع جريان احكام اسلام در باره آنها وصدق نام مسلمانى بر آنان نگرديده است ، هرگز چنين كساني كافر خوانده نشدهاند . ضمير تثنيه در نكحا به واژههاى سارق والزّاني باز مىگردد ، يعنى استحقاق دزد به بريدن دست وزناكار به خوردن تازيانه ، آنان را از گرفتن سهم خود از غنائم وازدواج با زنان مسلمان محروم وممنوع نكرده است ، ضميرهاى جمع در جملات فأخذهم اللّه بذنوبهم . . . تا بين أهله ، به هر يك از گنهكارانى كه
هامش
( 1 ) از جمله اعتقادات فقه خوارج اين بود كه هر كس مرتكب خطا وگناهى شود كافر شده است ، وامام ( ع ) با آنچه از پيامبر أكرم ( ص ) روايت كرده بر بطلان اعتقاد آنها اقامهء حجّت فرموده است . شرح شيخ محمّد عبده بر نهج البلاغة . چاپ بيروت جلد دوّم صفحهء 9 . ( مترجم ) .