تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
سپس سوگند ياد مىكند كه هرگز دست به چنين كارى نخواهد زد ، چه اگر اين مال از آن خود أو بود ، عدالت اقتضا داشت كه آن را بطور برابر ميان مردم قسمت كند ، چه رسد كه از آن خدا ومردم است . دليل عمل مذكور اين است كه مساواة همان عدل وقسطى است كه به وسيله آن مىتوان نفوس را از هر سو براي يارى حقّ گرد آورد ، واراده آنها را براي مقاومت در برابر دشمن همآهنگ ساخت ، در حالي كه تبعيض مستلزم دل‌شكستگى محرومان است كه تعداد آنها بيشتر وجمعيّت آنها انبوهتر است ، واگر اين مال تعلّق به خود أو داشت ، با اين كه به مقتضاى طبع بشرى كه مايل به تبعيض وترجيح يكى بر ديگرى است ، رعايت مساواة مىكرد ، پس در مالي كه تعلّق به خداوندى دارد كه نسبت خلق به أو برابر ويكسان است ، وخداوند حقّ آنان را در آن برابر منظور داشته ، چگونه ممكن بود رعايت تساوى نكند ؟ امام ( ع ) با اين سخن اميد آنان را به اين كه امتيازات گذشته آنها را منظور وعطايا را نابرابر تقسيم كند قطع كرده است ، سپس هشدار مىدهد به اين كه بذل مال به غير مستحقّ ، وصرف آن در راهى جز آنچه خداوند دستور داده كارى زشت ونارواست ، ومراد از غير أهله كساني هستند كه دادن مال به آنها مقرّر نشده است ، ومنظور از غير وجهه در راهى كه شارع دستور داده آن را صرف نكند ، وبه مفاسد اين عمل نيز اشاره فرموده است ، به اين طريق كه بذل مال به غير مستحقّ تبذير ( ولخرجى ) وصرف آن در راهى جز آنچه خداوند دستور داده ، اسراف ( زيادة روى ) است ، ومىدانيم كه اسراف وتبذير يكى از دو طرف افراط وتفريط ، صفت پسنديده سخاوتند كه زشت ومذمومند . ( 25952 - 25901 )

فرموده است : يرفع صاحبه في الدّنيا ،

مراد اين است كه با تبذير وولخرجى مىتوان ميان نادانان وفرومايگان وكساني كه حقيقت كرم وبخشش را نمىدانند خوشنامى به دست آورد ليكن اين عمل أو را در آخرت پست وذليل خواهد كرد ، زيرا به وسيلهء تبذير گرفتار كارى زشت شده است ، همچنين ممكن است ولخرجى وزياده‌روى موجب جلب
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 240 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم