تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا
« 1 » » ، شمشير آخرت را براي مرگ استعاره فرموده ، وجهت تشبيه اين است كه مرگ وشمشير هر دو به زندگى آدمي پايان مىدهند ، ورشته حيات انسان سرانجام با همين شمشير منقطع خواهد شد . امام ( ع ) پس از بيان اين مطالب ، آنان را به صفاتى مىستايد ، كه با داشتن آن أوصاف ، فرار براي آنان ننگ‌آور است : اين كه آنان اشراف عرب ، وسنام أعظم يعنى كوهان بزرگتر يا برجستگان اين قومند ، اين كه واژه سنام را براي آنان استعاره آورده از جهت شباهتى است كه در بلندى قدر ورفعت مقام به كوهان شتر دارند . سپس با ذكر زشتيهاى فرار ، تقبيح خود را نسبت به اين عمل ناپسند كه نيز در آن سودى نيست تأكيد مىكند ، امّا عيبهاى آن يكى اين كه مستلزم خشم پروردگار است ، زيرا كسى كه از جهاد در راه خدا شانه خالى مىكند ومىگريزد ، مرتكب معصيت پروردگار شده واز فرمان أو سرپيچى كرده است ومستحقّ عذاب وكيفر أو مىباشد ، ديگر اين كه متضمّن ذلّت وسرافكندگى هميشگى وننگ دائمي در أولاد واعقاب اوست ، واين نيازى به توضيح ندارد ، واين كه در فرار سودى نيست براي اين است كه فرار چيزى بر عمر أو نمىافزايد ، زيرا مىدانيم كه با فرار خود نمىتواند اجل محتوم خود را تغيير دهد ، ومدّتى را هم كه در فرار گذرانده جزء عمر أو بوده ، واز اين راه چيزى بر عمر خود نيفزوده است ، وبىترديد براي أو در لوح قضاى إلهي اجلى تعيين شده است كه فرار نمىتواند ميان أو وآن مانع شود ومرگش را به تأخير اندازد ، اين گفتار هشدارى است به آنان كه مرگ را فراموش نكنند . ( 25532 - 25488 )

اين كه فرموده است : رائح إلى اللّه كالظّمآن يرد الماء

اين استفهامى است بر سبيل عرض « 2 » ، يعنى از كسى كه در راه خدا گام برمىدارد ، ودر طريق أو حركت
هامش
( 1 ) سوره احزاب ( 33 ) آية ( 16 ) يعنى : بگو اگر از مرگ يا كشته شدن فرار كنيد سودى به حال شما نخواهد داشت ودر آن هنگام جز اندك زماني از زندگانى بهره‌مند نخواهيد شد . ( 2 ) عرض با نرمى چيزى خواستن است . ( مترجم )
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 228 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم