تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
دين صرف كردند ، واين پرسش همانند اين است كه يكى از ما ، در سختى وشدّتى قرار گرفته باشد ودر اين حال مىپرسد برادرم كجاست ؟ سپس به بيان صفات پسنديده وأوصاف برجسته آنها مىپردازد تا رغبت شنوندگان را در پيروى از روش ستوده آنها بر انگيزد ، واز اين كه داراى چنين صفاتى نيستند آنان را مورد عتاب وسرزنش قرار دهد . واژه أولادها منصوب به اسقاط حرف جرّ است زيرا فعل ولهوا بدون حرف جر متعدّى به دو مفعول نمىشود ، چنان كه در حديث آمده است : لا توّله والدة بولدها ( مادر را به واسطه فرزندش سرگشته واندوهگين نكنيد ) ، زيرا آنان هنگامى كه آهنگ جهاد مىكردند ، چهار پايان بچه‌دار را سوار شده وآنها را از فرزندانشان جدا مىساختند . ( 24878 - 24870 )

فرموده است : وأخذوا بأطراف الأرض ،

يعنى با تصرّف أطراف زمين آن را گرفتند ، زحفا زحفا وصفّا صفّا هر دو مصدر توكيدى براي فعل محذوف خود هستند وجانشين حال مىباشند . ( 24907 - 24884 )

فرموده است : لا يبشّرون بالاحياء ولا يعزّون بالموتى ( عن القتلى )

يعنى : آنان در اين راه به زنده خود توجّه نداشتند ، ودر صدد رعايت وحفظ حيات أو نبودند ، تا اين كه اگر در جهاد سالم بماند مژده بقاى أو را به آنان دهند ، واگر كشته شود بر مرگ أو بيتابى كنند ، وبه آنها تسليت گويند ، بلكه آنها براي جهاد در راه خدا ، خويش را خالص واز هر گونه اغراضى جز اين ، مجرّد ساخته بودند ، تا آن جا كه اگر در راه خدا كسى را مىكشتند ، بر اين امر شادمان مىشدند ، هر چند أو پدر ، ومقتول فرزند أو ، ويا عكس اين باشد . اين كه شب زنده‌دارى موجب زردى رخسار مىشود ، براي اين است كه حرارت بدن را تحريك مىكند وآب ورنگ پوست را تباه ، وبدن را خشك ، وصفرا را زياد مىگرداند ، وزردى رخسار ، بويژه در افراد ضعيف مانند مردم مدينه ومكّه وحجاز از آثار اين عوامل است .