اين اظهار نظر آنها به خشم آمد ، وفرمود : إنّها كلمة حقّ يراد بها باطل يعنى اين سخن حقّى است كه به وسيله آن باطلى خواسته مىشود ، در باره اين گفتار امام ( ع ) پيش از اين سخن گفته شده است ، بارى بر اثر اين حادثه ياران امام ( ع ) دو دسته شدند ، دستهاى از نظر آن حضرت كه پافشارى در ادامه جنگ بود ، پيروى مىكردند ، ورأى دسته ديگر متاركه جنگ ورجوع به حكميّت بود ، واين دسته اكثريّت داشتند ، از اين رو نزد آن حضرت اجتماع كردند وگفتند اگر جنگ را متوقّف نكنى ، تو را مانند عثمان به قتل مىرسانيم ، امام ( ع ) ناگزير با نظر اينها موافقت كرد ودستور داد مالك اشتر از نبردگاه خود باز گردد ، سپس پيمان نامه صلح نوشته شد ، وآن را به نظر ياران علي ( ع ) رسانيدند ، وبر حكميّت اتّفاق كردند ، ليكن گروهى از ياران علي ( ع ) از اين امر ، سرباز زدند وگفتند : تو ما را از پذيرش حكميّت نهى كرده بودى وسپس ما را بدان فرمان دادى ، نمىدانيم كدام يك از اين دو امر درستتر است ، واين خود نشانه اين است كه در امامت خود شكّ دارى ، امام ( ع ) مانند كسى كه از كار خود پشيمان باشد ، از خشم دستها را برهم زد وفرمود : اين سزاى كسى است كه رأى درست ولازم را نپذيرفته وبيعت را شكسته است ، يعنى رأى درست ومتقنى را كه آن حضرت اتّخاذ فرموده بود ، وآن ادامه جنگ وپافشارى بر آن بود وآنچه آنان را بدان فرمان داده بود ، همان دوام نبرد وپيكار بود ، واين را شما ناخوش وناپسند دانستيد ، در حالي كه خداوند خير شما را كه پيروزى ونيكفرجامى بود ، در آن قرار داده بود ، وقوّمتكم يعنى شما را با قتل وضرب ومانند اينها راست مىگردانيدم ومعناى تداركتكم نيز همين است .
( 24811 - 24810 )
فرموده است : لكانت الوثقى ،
يعنى امرى متقن واستوار بود .
( 24869 - 24812 )
فرموده است : ولكن بمن ؟
يعنى از چه كسى بر ضدّ انديشه ناصواب شما كمك مىگرفتم ؟ وإلى من ؟ وبه چه كسى مراجعه وبه أو اعتماد مىكردم ؟
فرموده است : أريد أن أداوي بكم يعنى : مىخواهم دردى را كه از برخى از