تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
شما به من رسيده است ، به وسيله برخى ديگر از شما ، درمان كنم ، در حالي كه شما خود درد من مىباشيد ، ودر اين باره من مانند كسى هستم كه بخواهد خار را به وسيله خار بيرون آورد ، در صورتي كه مىداند خار ميل به خار دارد ، واين در عرب مثل است براي كسى كه بر ضدّ شخصي از أو كمك خواسته شود وحال اين كه أو گرايش به آن شخص دارد ، وعبارت مثل اين است كه : لا تنّقش الشّوكة بالشّوكة فإنّ ضلعها معها يعنى خار را با خار بيرون نكشيد ، كه ميل خار به خار است ، امام ( ع ) مىگويد : يارى خواستن من از دسته‌اى از شما براي اصلاح دسته‌اى ديگر از شما مانند بيرون كشيدن خار ، به وسيله خار است ، جهت تشبيه اين است كه طبيعت برخى شبيه بعضي ديگر است وگرايش به يكديگر دارند ، همچنان كه خار نيز همانند خار است ، وهنگام بيرون آوردن آن از بدن ، خار به طرف خار مايل وگاهى هم در كنار آن شكسته مىشود ولازم است با وسيله ديگرى آن را بيرون آورد . سپس امام ( ع ) به خداوند شكايت مىبرد ، ومراد آن حضرت از داء الدّوي اعتياد آنها به مخالفت با دستورها ، واهمال آنها از دادن پاسخ به نداى آن حضرت است ، ومقصود امام ( ع ) از أطبّا خود ايشان است ، زيرا درد ناداني وعوارض آن ، بسى بزرگتر از دردهاى محسوس جسماني است ، وطبيبان روح همان اندازه بر پزشكان بدن فضيلت دارند كه روح بر تن برترى دارد ، واگر چه واژه اطبّا در اين جا به گونه مجاز واستعاره آمده امّا مىتوان گفت به حقيقت نزديكتر است ، همچنين واژه نزعه به گونه مثل براي خود آن بزرگوار استعاره شده است ، وگوياى اين است كه مردم از مصلحت كار خود آن چنان دور افتاده‌اند ، كه گويى در ته چاه ژرفى قرار گرفته‌اند كه أو از كشيدن ريسمان براي بالا آوردن آنان وسعى در نجات آنها خسته ودرمانده شده است ، سپس از بزرگان أصحاب پيامبر ( ص ) وبرادران ديرين خود ياد مىكند ، ودر باره فقدان چنين مردانى بطور سرزنش مىپرسد : كجايند آنانى كه از دنيا روگردانيده ، وهمگى توان خود را در راه يارى