[ لغت ]
( تنفيس ) : زدودن اندوه
[ ترجمه ]
هنگامى كه خوارج در ردّ حكميّت ايستادگى وپافشارى كردند ، امام ( ع ) به لشكرگاه آنها در نهروان رفت ، وخطاب به آنها فرمود :
« آيا شما همگى در صفّين با ما بوديد ، گفتند بعضي از ما بودهايم ، وبرخى نبودهايم ، فرمود پس دو دسته شويد ، آنها كه در صفّين بودهاند در يك سو ، وآنها كه نبودهاند در سوى ديگر قرار گيرند ، تا با هر دسته با لحنى شايسته آنهاست گفتگو كنيم سپس ندا در داد كه از سخن گفتن باز ايستيد ، وبه گفتار من گوش فرا دهيد ، ودلهاى خود را به سوى من متوجّه كنيد ، واز هر كس گواهى بخواهم برابر آنچه در آن باره مىداند بگويد ، پس از آن با آنان به درازا سخن گفت كه از آن جمله است :
آيا هنگامى كه سپاهيان معاوية از روى مكر وريو ، ونيرنگ وفريب قرآنها را بر سر نيزهها بلند كردند نگفتيد اينها برادران وهمكيشان مايند ، از ما درخواست گذشت كرده ، واز كتاب خدا خلاصي از جنگ را خواستهاند ، نظر ما اين است كه از آنان بپذيريم ، واز اندوهشان برهانيم ؟ امّا من به شما گفتم اين كار مردم شام ظاهرش رنگ ايمان دارد وباطنش دشمنى وعدوان است ، آغازش رحمت ومهربانى وپايانش پشيمانى است ، شما به كار خود ادامه دهيد ، وبر روش خود پايدار باشيد ، ودندانها را بر هم بفشاريد وجنگ را هر چه بيشتر پيش بريد ، وبه هر آوايى گوش ندهيد ، كه اگر آن را بپذيريد شما را گمراه كرده ، واگر نپذيريد سرافكنده گشته است ، امّا اين حادثه واقع شد ، وديدم كه آن را تحقّق بخشيديد ، به خدا سوگند اگر من از پذيرش حكميّت سرباز مىزدم ، از اين بابت امرى بر من واجب نمىشد ، وخداوند گناه آن را بر دوش من نمىگذاشت ، وهم سوگند به خدا كه اگر بر آن كار اقدام مىكردم باز هم حقّ با من بود ، ومىبايستى از من پيروى شود ، زيرا كتاب خدا با من است ومن از آن هنگام كه با آن آشنا شدهام از آن جدا نگشتهام .