شاعر گفته است :
حدابير ما تنفكّ إلّا مناخة * على الخسف أو نرمى بها بلدا قفرا « 1 »
واژه « قزع » در جملهء « ولا قزع ربابها » به معناى پاره ابرهاى كوچك پراكنده است ، عبارت « ولا شفّان ذهابها » تقدير آن « ولا ذات شفّان ذهابها » ست ، وشفّان به معناى باد سرد ، وذهاب بارانهاى ملايم است وواژه ذات كه مضاف است ، به اعتبار اين كه شنونده به آن داناست حذف شده است .
( 24065 - 23838 ) بايد دانست كه گفتار امام ( ع ) در آن جا كه مىفرمايد : پروردگارا ، تو را مىخوانيم كه ما را به كردارمان مؤاخذه نفرمايى وبه گناهانمان نگيرى ، گوياى اين است كه گناهان واعمالي كه خلاف دستورهاى خداوند است در سلب رحمت أو نسبت به بندگان مؤثّر است ، زيرا در جود وكرم خداوند هيچ گونه بخل وامساكى نيست ومعنى از سوى أو وجود ندارد ، بلكه آنچه در اين مورد تأثير دارد ، درجات استعداد بندگان وكمي يا فزونى قابليّت آنان است ، وآشكار است كساني كه به دنيا روى آوردهاند ومحرّمات الهى را مرتكب مىشوند واز خدا روگردانيدهاند ، نمىتوانند مشمول رحمت أو قرار گيرند ، بلكه شايستگى ضدّ آن را دارند ، يعنى مستحقّ آنند كه بر حسب سعى وكوششى كه در ارتكاب محرّمات وانحراف از راه حقّ داشتهاند مورد خشم وعذاب پروردگار قرار گيرند ، وسزاوار همين است كه اين گونه كسان از بركات الهى بىبهره واز فيض رحمت أو بكلّى محروم وبىنصيب باشند .
سحّا ووابلا بنا بر اين كه حالند منصوب شدهاند وعامل نصب آنها فعل انشر مىباشد . امام ( ع ) در عبارت سماء مخضلة در اين جا ابر را اراده فرموده است ، عرب مىگويد : كلّ ما علاك فهو سماءك يعنى : هر چه بالاى سر توست آسمان توست ، ومعناى وأنزل پياپى فرو فرستادن آب از بالاست ، وشايد هم منظور از
هامش
( 1 ) شتران نزارى كه پيوسته در خوابگاه خود گرسنه به سر مىبرند ، يا اين كه آنها را به شهري بىآب وعلف مىفرستيم .