تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

[ لغات ]

( اعتكرت ) : به هم آميخت ودرهم شد ( منبعق ومنبعج ) : باران سيل آسا ( مريع ) : فراوانى وسر سبزى ( مخضلة ) : نمناك ( خلّب ) : آنچه بر خلاف گمان باشد ( مبتئس ) : اندوهگين ( ضواحي ) : روستاهاى أطراف شهر ( جهام ) : ابر تاريكى كه باران ندارد ( مخائل ) : جمع مخيله به معناى ابرى كه در آن اميد باران است . ( ربيع ) : در اين جا به معناى باران است ( نجاد ) : جمع نجد ، زمين بلند ( ودق ) : دانه باران ( مسنتون ) : قحطى زدگان ( سقيا ) : با ضمّ سين اسم واز مصدر سقى به معناى آب دادن است

[ ترجمه ]

« بار خدايا كوههاى ما از خشكسالى شكافته ، وسرزمين ما را گرد وغبار فرا گرفته است ، چهار پايان ما بسيار تشنه ودر جايگاههاى خود سرگردانند ، واز شدّت تشنگى همچون زنان فرزند مرده مىنالند ، واز بسيارى رفت وآمد به چراگاهها وبانگ وفرياد در آبشخورهايشان به ستوه آمده‌اند . بار خدايا ! به ناله گوسفندان ونعرهء شتران رحم فرما . بار الها ! به سرگردانى آنها در گذرگاهها وناله آنها در جايگاههايشان ترحم فرما . بار پروردگارا ! هنگامى به سوى تو بيرون آمده‌ايم كه خشكسالى مانند شتران نزار به ما رو آورده ، وابرهايى كه اميد باران به آنها بوده به ما پشت كرده‌اند ، تو اميد غمزدگان وفرياد رس درخواست كنندگانى ، در اين هنگام كه مردمان نوميد ، وابرها از باران باز داشته شده ، وچرندگان هلاك گشته‌اند ، تو را مىخوانيم كه ما را به كردارمان مؤاخذه نكنى ، وبه كيفر گناهانمان نگيرى ، رحمت خود را به وسيله ابرهاى بارنده ، وبهار پر آب وگياه ، وگياهان خرّم وفرح‌انگيز بر ما بگستران ، بارانى دانه درشت ريزان وفراوان كه زمينهاى مرده به آن زنده شود ، وآنچه از دست رفته باز گردد . بار خدايا ! از تو آب طلب مىكنيم ، آبى بر ما بباران ، زنده كننده ، سير آب
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 184 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم